یکشنبه ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۹

اینترنت رایگان پرسرعت همزمان با فروش سهام مخابرات!

امروزرکورد معاملات بورس تهران شکست و در عرض نیمساعت یکنفر(ببخشید یک کنسرسیوم)50 +1 سهم مخابرات ایران را خرید و دست دولت را تو حنا گذاشت !منابع ناشناس که همه اونها را میشناسند خبر داده اند که این کنسرسیوم یکجورایی همون تولید کنندگان موشکهای ستاره و خورشید و ماه هستند که هر روز تو آسمون میبینیم و نیازی به توضیح اضافی نداره!
البته این منابع یک خوش خبری هم به همه بسیجیان که تقریبا همه ملت ایران هستند نیز دادند که این کنسرسیوم قول داده که نرخ مکالمات تلفن ثابت و متحرک و ...را به نحو باور نکردنی کاهش خواهد داد!همچنین این کنسرسیوم که نامش اعتماد مبین میباشد قول صد درصد داده است که اینترنت رایگان پر سرعت را به تمام خانه های ایران بیاورد تا همگان بتوانند از این نعمت که تا الان محروم بودیم استفاده ببریم و از فیوضات آن نیز بی بهره نمانیم!.....................زیاد جدی نگیرید!!!

چهارشنبه ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۹

به خدا نگوييد مشكل بزرگي دارم ،به مشكل بگوييد خداي بزرگي دارم!

ما انسانها موجودات عجيبي هستيم!حالا به بقيه كاري ندارم ولي خودم را ميگم!خيلي وقتها شده كه دچار مشكل بزرگي تو زندگي ميشيم و ناچار و درمونده ميمونيم كه چيكار كنيم!براي حل مشكل به هر كسي رو مي اندازيم و به قولي در به در دنبال هزار تا پارتي و واسطه ميگرديم تا بلكه اين مشكل حل بشه! پيش همه كس خودمونو كوچيك و سر افكنده ميكنيم به غير از تنها حلال مشكلات!!!
فكر كنم متوجه منظورم شديد!آره ما به همه كس از مشكل خودمون ميگيم به غير از خدا!
اصلا اونقدر درگير حل مشكل ميشيم كه يادمون ميره بابا اگر خدا نخواد هيچ اتفاقي نمي افته !
ياد حكايت جالبي افتادم نميدونم چقدر واقعيه ولي از اينگونه داستانها خيلي زياد ممكنه تو زندگي همه ما بيفته:
يك كارمند ساده روزي توسط رييس قسمتش تهديد به اخراج ميشه!اين كارمند با اعتماد به نفس فراوان رو به رييس ميگه آقاي رييس اگر خدا نخواد هيچ اتفاقي نميفته و من سر كارم باقي ميمونم!فرداي ان روز كارمند بدون توجه به اينكه امروز قرار است از اداره اخراج شود وارد اداره ميشود و با توكل زياد و اعتماد به نفس فراوان به طرف دفتر رييس ميره و تقاضاي ملاقات با رييس را ميكنه كه متاسفانه مورد قبول واقع نميشه،وقتي دليل را ميپرسه منشي ميگه :آقاي رييس با توجه به دستور مقامات بالا به شهرستان ديگري منتقل شده و حكم اخراج شما هم ملغي شده!
اينجاست كه بعضي مواقع آدم ازخودش شرمنده ميشه وقتيكه به جاي پناه بردن به خدا به بنده خدا پناه ميبره!
دوستي ميگفت :
به خدا نگوييد مشكل بزرگي دارم ،به مشكل بگوييد خداي بزرگي دارم!

سه‌شنبه ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۹

قطار زندگي

قطار زندگي در حال حركته!وقتي سوار اين قطار ميشي بايد پيه همه چيزو به تنت بمالي!بايد بدوني كه ممكن تو اين قطار هم با خوبها همسفر باشي و هم با بدها!بدوني ممكن يكهو تو تونل گير كني و چند روز ديرتر به مقصد برسي!بدوني شايد بازرس قطار يكهو تو را به علت نداشتن بليط از قطار بيندازت بيرون!بدوني همه اتفاقاتي كه تو اين سفر برات ميفته همش گذراست !چه خوب و يا چه بد ميگذره !چيزي كه مهمه رسيدن به مقصده!بايد خوش بود ولي نه اونجوري كه تو مقصد بهت بد بگذره.................

شنبه ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۹

13آبان و 22 بهمن از تقويم حذف خواهند شد!

منابع غير رسمي و ناشناس فاش ساخته اند كه با توجه به نا امنيهاي اخير در راهپيمايي روز قدس ديروز كه از طرف ايادي استكبار جهاني و صهيونيست بين الملل هدايت و اداره شده بودند و با توجه به اينكه احتمال بروز چنين حوادث مشابه ديگري در روز 13 آبان و 22 بهمن نيز وجود خواهد داشت هياتي كه مشخص نيست نامش چيست اعلام كرد كه به زودي پيشنهاد حذف روز 13 آبان و 22 بهمن را از تقويم رسمي خواهد داد .همچنين قرار گرديد كه راهپيماييهاي اين 2 روز نيز تا اطلاع ثانوي لغو گردد!....جدي نگيريد(طنز)

پي نوشت:در راهپيمايي روز قدس كه ديروز جمعه برگزار گرديد عده اي ناشناس كه احتمالا از كشورهاي ديگر به ايران آورده شده بودند با ظاهري متفاوت در تهران و چند شهر بزرگ كشور باعث به هم زدن امنيت تظاهر كنندگان شدند!

دوشنبه ۷ سپتامبر ۲۰۰۹

چرا رياكار شده ايم؟!

البته به نظر ميرسه كه هيچكس به خودي خود اهل ريا و تظاهر نباشه اصولا ذات و فطرت آدمها مخالف ريا و تظاهره !به نظر من اين جامعه-محيط و شرايط زندگي و تربيتي هر فرد است كه شخص را مجبور به كاري ميكند!مسلما مقاومت و مقابله با اينگونه مسايل در هر فرد بستگي به اراده و شخصيت ذاتي شخص دارد!
بطور مثال شايد فردي شخصيتش طوري پرورش يافته باشد كه حاضر نباشد به خاطر بعضي منافع شخصي و حزبي و يا خانوادگي و ....به ريا و تظاهر روي بياورد!و يا شخصيت فردي ديگري به گونه اي باشد كه براي به دست آوردن كوچكترين چيزي حاضر شود به آنچه كه باور و اعتقاد ندارد تظاهر كند!
البته نبايد پيروي كردن از بعضي قوانين و دستور العملهايي كه در بعضي ارگانها و ادارات وجود دارد را به عنوان ريا و تظاهر به حساب اورد !
مثلا اگر اداره اي قانوني را براي پوشش كارمندانش وضع ميكند و شما مجبور به كار در انجا هستيد بايد حداقلهاي آن را انجام دهيد !اگر چه به نظر شما آن قانون تبعيض آميز باشد!(در اين صورت شما دو راه داريد يا به مقابله با آن قانون و رفع و اصلاح آن بر آييد آنهم از راهش و يا قيد آن اداره و ارگان را بزنيد )
پس ميبينيد كه در جامعه اي مثل جامعه ما به علت اينكه از مذهب و دين سو استفاده ميشود و به گونه اي دين و مذهب ما دولتي شده است داشتن ظاهر مذهبي و خود را به رنگ جماعت در آوردن به نوعي عادت روز مره شده است !و اين عادت هم به علت گرفتار شدن در قوانين تبعيض اميز و بخش نامه ها و دستور العملهاي به ظاهر مذهبي ميباشد كه در باطن روح دينداري و گرايش به دين را در فرد از بين ميبرد!