پنجشنبه ۲۶ نوامبر ۲۰۰۹

برائت از کدام مشرک؟

سئوال:به نظر شما مشرکین در عبارت"برائت از مشرکین" کدام یک از گزینه های زیر میباشد؟!
1-آمریکا مسیحی2-اسرائیل یهودی3-چین کمونیست4-هیچکدام

چهارشنبه ۲۵ نوامبر ۲۰۰۹

خشونتهای پاک ومدرن در روز مقابله خشونت علیه زنان!

25 نوامبر یا 4آذر هر سال روز جهانی مقابله با خشونت علیه زنان نامگذاری شده .به نظر میاد هر چی ما با فرهنگ تر میشیم به همون نسبت هم خشونت علیه زنان و دختران بیشتر میشه !در دوران  جدید و مدرن خشونتهای سنتی مثل کتک زدن و اذیت و آزارهای جسمی و روحی  جای خودش رابه خشونتهای مدرن و شیک داده !اینکه با وضع بعضی از قوانین به نام حمایت از خانواده و زنان به نوعی باعث ایجاد تبعیض بین زن و مرد میشیم  به نوعی یک نوع خشونت پنهان را علیه زنان در نظر میگیریم ,و یا وقتیکه با تغییر قوانین حقوقی درباره زنان مثل حق ارث و طلاق و حضانت مخالفت میکینم و ان را مخالف شرع میدانیم به نوعی خشونت شرعی علیه زنان را دامن زده ایم.و خیلی مسایل دیگه ....
البته عکس آن هم صادقه یعنی اینکه با شعار حمایت از زنان و لغو خشونت و آزادی زن قوانین و کارهایی انجام بدیم که از هزار تا خشونت علیه زنان هم بدتر باشه که نمونه های زیادی از آن در کشورهای غربی بصورت قانونی و مجاز دیده میشه و در کشور به ظاهر اسلامی ما و کشورهای همسایه و مسلمان ما به صورت پنهانی و یا با نامهای مختلف و با ظاهر شرعی دیده میشه!یکی از همین مسایل صیغه  یا ازدواج موقته  که هر کسی بنا به منفعت خودش برداشتی از آن داره!گاهی دیده میشه که طرف با داشتن زن و بچه رفته و چند تا زن دیگه را هم به عقد موقت خودش در آورده و راست راست هم راه میره و به این کارش هم افتخار میکنه!و یا حتی بدتر از آن در بعضی مناطق داشتن یک زن برای یک مرد افت داره و هر کسی تعداد زنانش بیشتر باشه مقام و منزلتش بیشتره !و بعضیها گرفتن دو و یا چند زن را جز کارهای مستحبی و پیروی از بزرگان دین میدونند؟!حالا کسی نیست به این آقایون بگه اولا اون زمان با الان خیلی فرق میکرده شاید وضع جامعه اون زمان ایجاب میکرده چنین کارها و قوانینی وضع بشه ,دوما چرا فقط در چنین کارهایی دنبال پیروی کردن از بزرگان دینی هستیم؟!چرا درخوشرفتاری و مهربانی این بزرگان با زنان و دختران چنین نمیکنیم ؟و یا در رعایت عدالت بین بزرگ و کوچک و زن و مرد چنین نمیکینیم؟

البته در بسیاری از مناطق کشورما هنوز هم خشونتهای سنتی بر علیه زنان و دختران در جریانه !در خیلی از شهرها و روستاهای ما هنوز هم دختران به زور و  در سنین بسیار پایین مجبور به ازدواج میشوند و بالاجبار باید خیلی زود تر از حد معمول بچه دار شوند و حتی گاهی جانشان را هم در همین راه از دست بدهند.
و یا برای تولید بیشتر و به قولی بهره وری بالاتر از زنان به عنوان کارگران ارزان و پر بازده استفاده میکنیم و  زن بیچاره برای از دست ندادن کار و کم نشدن دستمزد و حقوقش  هیچی اعتراضی  هم نمیتونه بکنه .
به نظر میاد با اینکه همه به نوعی موافق از بین رفتن خشونت علیه زنان هستند ولی نا خود آگاه همه ما داریم هر روز بیشتر از گذشته به این خشونتهای پنهان دامن میزنیم ....

یکشنبه ۲۲ نوامبر ۲۰۰۹

مسئول دق مرگ شدن کردان کیست؟

شنیدن خبر درگذشت کردان وزیر سابق دولت که با استیضاح از وزارت برکنار شد شاید برای خیلی ها زیاد مهم نباشد.من خودم با اینکه از تناقض گوییهای ایشان درباره مدرک دکترا خودشان زیاد راضی نیستم و بیشتر ترجیح میدادم که ایشان وقتیکه جریان جعلی بودن مدرکشان پیش  آمد همان ابتدا از وزارت استعفا میداد و بیشتر خودش را درگیر این جنجالها نمیکرد ولی از وقتیکه خبر درگذشتش را شنیدم یکجورایی غصه ام گرفته !یکجورایی فکر میکنم دردها و مشکلات قبلی ایشان با مشکلات یکسال اخیر که برای خود و خانواده اشان پیش آمد شاید بیشتر شده و شاید هم از غصه هایی که بر سر این موضوع جعلی بودن مدرکشان همه جا مطرح شد دق کرد و مرد!


شاید خیلیها تقصیر همه این جارو جنجالها را به گردن مخالفان دولت بیندازند و کش و قوس دار کردن این موضوع را باعث مشکلات بعدی و بالاخره مرگ آقای کردان بدانند ولی من نظر دیگری دارم ,نمیدونم تا چه حد درسته ولی چند تا سوال اینجا مطرح میشود:چرا بعد از اینکه آقای کردان پی  به جعلی بودن مدرکشان برد و اطرافیان و مجلس به او پیشنهاد استعفا دادند او چنین کاری نکرد؟آیا او برای استعفا ندادن تحت فشار بود؟انسان عاقل و سیاستمداری مثل کردان آیا مخالف استعفا بود؟آیا مگر نمیتوانست با استعفا خودش و خانواده اش را از اتهامات بعدی خلاص کند؟!....به نظر من مسول مرگ آقای کردان  کسانیکه این موضوع جعلی بودن مدرک ایشان را بر ملا و پی گیری و او را استیضاح کردند نبود بلکه کس یا کسانی بودند که برای حفظ قدرت با لجبازی او را از استعفا منع کردند و باعث شدند که او از این غصه دق کند!خدا خودش از حقایق آگاهی دارد,فقط امیدوارم که اینچنین نباشد ....خدایش بیامرزد

شنبه ۲۱ نوامبر ۲۰۰۹

سهمیه بندی مراجع تقلید!

در خبرها آمده بود که آقای مقتدایی عضو جامعه مدرسین قم اعلام کرده :که به زودی لیستی از مراجع تقلیدبرای آگاهی عموم اعلام میشود.تا جاییکه من میدونم معمولا مرجع تقلید را خود مردم با تحقیق و پرس و جو و علایق و .. انتخاب مبکنند و اینکه یک سازمان و یا نهاد دولتی و حکومتی نام تعدادی از مراجع را برای انتخاب مردم لیست کند و مردم را به نحوی اجبار کند از فلانی و فلانی تقلید کنید کمی خلاف فلسفه وجودی مراجع است!البته من در این زمینه سر رشته و اطلاعی ندارم ولی نگاهی کوتاه به گذشته و سرگذشت مراجع مورد اطمینان مردم که مقبولیت عمومی نیز داشته اند نشان میدهد که مراجعی که نوعی استقلال شخصیتی و فکری از نظام حاکم (فرقی نمیکنه دوران قدیم و جدید )داشته اند خود بخود مورد توجه و مقبولیت بوده اند.حال اگر چنین کاری صورت پذیردمسلما به زودی شاهد از بین رفتن استقلال مراجع و به نوبه خود کم شدن مقبولیت عمومی به آنان خواهیم بود چیزیکه در سالیان اخیر دارد صورت میپذیرد.امیدوارم این تصمیم به علت اظهار نظرهای بعضی از مراجع درباره مسایل پس از انتخابات نباشد ؟!

پنجشنبه ۱۹ نوامبر ۲۰۰۹

كتاب و كتابخواني،غريبه اي در بين ايرانيان!

یکی از چیزهایی که کمتر کسی میتونه ادعا کنه که ازش بدش میاد کتابه!این موجود دوست داشتنی که بیشتر ما ازش به عنوان یار مهربان یاد میکنیم تنها چیزیه که حاضره بدون هیچ چشمداشتی خودش را وقف ما کنه!تو دیار ما هم که روزی از اون به عنوان مهد فرهنگ و دانش نام برده میشه خودتون بهتر میدونید اوضاع چطوریه!نمیخوام حرفهای تکراری را دوباره بنویسم ,نمیخوام از پایین بودن سرانه کتابخوانی و جانداشتن کتاب در سبد خریدهامون بگم!نمیخوام از غریبه بودن کتاب بین اهل دانش و تکنولوژی روز و کامپیوتر بگم,از اینکه کتاب حتی در بین وبلاگنویسان ما هم جایی نداره !و کمتر وبلاگ تخصصی درباره کتاب و کتابخوانی مورد استقبال قرار میگیره! خدارا شکر که حداقل هفته ای به نام کتاب تو این مملکت نامگذاری شده که مسئولان و مدیران به فکر کتابخونه های خالی و یا پرشده از کتابهای خاص که گردو خاکش بیشتر از ورقهایش هست بیفتند ویا اینکه ما یاد عوض کردن دکور کتابخونه منزل بیفتیم و برای ست شدن با رنگ پرده و فرش خونمون فلان کتاب را با جلد گالینگور و اعلا بخریم. لامصب این کتاب عجب جادویی داره که همه با آب و تاب ازش تعریف میکنند ولی کمتر کسی حاضره برای خوندن یک کتاب از سریال دلنوازان و مسافران و یا فیلمهاو سریالهای آبکی اینور آب و اونور آب بگذره!همه به بچه هاشون از خوبیهای کتاب و کتاب خوندن تعریف میکنند ولی کمتر کسی حاضره ماهی یکبار به جای خریدن پیتزا و پفک نمکی و پفیلا یک کتاب ناقابل برای بچه اش بگیره و یا وقت خودش را به جای پر کردن و پرسه زدن تو ماهواره و اینترنت و چرت زدن جلو تلویزیون صرف خوندن یک کتاب برای دلبندش کنه!

ایرج افشار سیستانی کتابخانه شخصی خودش راوقف فقیرترین استان آموزشی ایران کرد!



خواستم به خبری  اشاره ای داشته باشم.چند روز پیش تو خبرها خوندم که استان سیستان و بلوچستان (همون جاییکه هر کسی اسمشو میشنوه یاد تریاک و هیرویین و اشرار و گروگانگیری و خشونت و تازگیها عملیات انتحاری و گروهک ریگی میفته) بر اساس تعداد قبولی دانش آموزانش فقیرترین استان از نظر آموزشی معرفی شد!بماند که شاید در خیلی شاخصهای دیگه هم این استان پایین ترین باشه مثل میزان باسوادی,پایین بودن آمار شاغلین ,پایین بودن سرمایه گذاری ,پایین بودن امنیت و ...

 در همین استان گاهی افرادی پیدا میشوند که علاوه تو شهر و استان بلکه تو کشور و جهان شناخته شده میشوند ,یکی از این افراد استاد ایرج افشار سیستانی  است که در 2 آبان 1319 در زابل (سیستان)به دنیا آمد و خیلی زود پله های ترقی و پیشرفت در زمینه پژوهش ایرانشناسی و جغرافیای شهری و توریسم و اکو توریسم را طی کرد ,

این استاد بزرگوار در اقدامی تحسین برانگیز کتابخانه شخصی خودش را که بالغ بر 14000 جلد کتابهای نفیس و ارزشمند در زمینه های پژوهشی و ایرانشناسی بود را به کتابخانه ملی استان سیستان و بلوچستان وقف کرد!این استاد عزیزبا این کارش علاوه بر عزم جدی خود برای زدودن فقر فرهنگی از این استان به مسولین و کسانیکه دستی در کار فرهنگ وآموزش دارند یاد داد که ریشه همه نابسامانیهای این استان فقط و فقط با سرمایه گذاری در عرصه آموزش و فرهنگ میسر میشه نه چیز دیگری...به قول یکی از فرهنگ دوستان  26 آبانماه استاد ایرج افشار سیستانی برای همیشه جاودانه شد...

یکشنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۹

فید خوان بهترین راه حل سرعت پایین و عبوراز...

این اوضاع سرعت پایین اینترنت ما و بسته شدن بیشتر سایتهای خبری و وبلاگها هر چه بدی  که داشته یک خوبی برای  من داشته و اون اینه که رفتن سراغ برنامه ها و سایتهایی که در کمترین زمان و با پایین ترین سرعت بیشترین خبر و نتایج را از اینترنت میدهند .من زیاد سراغ اینگونه سایتها نمیرم ,فقط میخواهم از برنامه ای نام ببرم که با اینکه خیلی وقتی پیش آن را دانلود کرده بودم ولی دوباره شروع به استفاده از آن کرده ام .آن هم برنامه snarfer است که  حجمی بسیار پایین دارد که میتوانید آن را از اینجا دانلود کنید.این برنامه یک فید خوان حرفه ای است که دارای یک موتور جستجوی فید هم میباشد.جالبتر اینکه زبان فارسی هم به این فید خوان اضافه شده که میتوانید آن را از اینجا دانلود کنید.خوبی این برنامه این است که با اضافه کردن فید سایت و یا وبلاگهای مورد علاقه خود ودسته بندی آنها در این برنامه به محض وصل شدن به اینترنت فیدها به روز میشوند و حتی اگر از اینترنت خارج شوید میتوانید با خیال راحت چند ساعتی را با خواندن فیدهای مورد علاقه خود بگذرانید.نمیدونم شاید فید خوانهای بهتری هم وجود داشته باشند خوشحال میشم اگر کسی آشنایی با آنها دارد در نظرات همین پست معرفی کند.ممنون

شنبه ۱۴ نوامبر ۲۰۰۹

از دیگران چه انتظاری هست وقتیکه خودمون ...؟!


تعجب نکنید !تصویر بالا تصویر وارونه پرچم ایران است که توسط یکی از سازمانهای دولتی تهیه شده همانطوریکه میبینید رنگها در پرچم اشتباه ترسیم شده !وقتیکه خودمون باپرچم کشورمون اینجوری رفتار میکنیم چه برسه به دیگران!

جمعه ۱۳ نوامبر ۲۰۰۹

آقایون اگر تاریخ نمیخونید حداقل سریال ببینید!

از تاریخ خوشم میاد برای اینکه همه داستانهاش واقعیست,البته خوبی تاریخ همین واقعی بودنشه وبدی اون اینه که هرکسی بنا به مصلحت و منافع خودش اونو تغییر و یا به قولی تحریف میکنه!نمیخوام زیاد وارد این بحث تحریف و تغییر تاریخ بشم .
حالا اینکه چرا به یاد تاریخ افتادم برمیگرده به این سریال در چشم باد ,سریال جالب و قشنگیست که تونسته تاریخ را با قصه های عامیانه ایرانی پسند مناسب یک سریال تلویزیونی گره بزنه,اما چیزی که تو این سریال در این هفته دیدم و یکجورایی باعث شد که دست به کیبورد ببرم این بود که :
رضا خان تا زمانیکه روس و انگلیس تا نزدیکیهای پایتخت و تاج و تختش نرسیده بودند اوضاع مملکت را گل و بلبل تصور میکرده و المان را پیروز و برنده میدونسته (البته طبق اونچیزیکه تو این سریال نشون داده میشه) نه به این علت که دچار توهم و خیالات شده باشه ,نه ؛ به خاطر اینکه اطرافیان و تیمسارها و سر لشگرها و ...اوضاع را گل و بلبل تعریف میکردند! مملکت را در آرامش و رفاه و امنیت و اوضاع دنیا را به نفع ایران تحویل عالیجناب میدادند فقط به خاطر خوش خدمتی و رضایت خاطر ملوکانه !تا جاییکه وقتی عالیجناب فهمید که برخلاف گفته های اطرافیان و جیره خورانش, تاج و تختش را به زودی از دست میده و مملکت از همه طرف محاصره شده خونش به جوش میاد و میخواد همه را ازدم تیغ بگذرونه که واقعا دیگه خیلی دیر شده!
قصدم اصلا مقایسه اون دوران با این دوران نیست ,فقط خواستم بگم تاریخ برای ما همش درسه !امیدوارم که اون بالاییها اگر وقت ندارند تاریخ بخونند حداقل این فیلم و سریالهایی که مورد تایید خودشون هست را ببینند .و نشه روزیکه مجبورشوند کاری را که باید خیلی زودتر اجام میدادند را پس از تاریخ مصرفش انجام دهند!

پنجشنبه ۱۲ نوامبر ۲۰۰۹

شبکه های اجتماعی ,هیاهویی برای هیچ؟یا......؟

وقتی در حال قدم زدن تو خیابونهای وبلاگستان فارسی هستی و هیاهوی شبکه های اجتماعی را میبینی یک لحظه پیش خودت فکر میکنی چقدر از این هیاهو عقب افتادی انگاری بی سواد بیسوادی!وقتی وارد میشی میبینی اونقدر ها هم که از دور دهن ادمو آب میندازه نیست!انگاری حرص و طمع آدمی برای دونستن تو رو میکشونه طرفش ولی وقتی ارضا شدی کم کم ازش دوست داری فاصله بگیری!......البته من نه هنوز کاملا وارد این هیاهو نشدم ولی دارم میبینم اونایی که اولتر از همه وارد شدند الان خیلی راغبترند که بیان بیرون........شاید هم اون تصوری و کاربردهایی که جاهای دیگه از این شبکه ها میشه اینجا نمیشه ؟نمیدونم والله ولی همونقدر که خوب و جذابه همونقدر هم فکر میکنم....

چهارشنبه ۱۱ نوامبر ۲۰۰۹

یکشنبه ۸ نوامبر ۲۰۰۹

گوگل فریند راهی برای اتصال دوستان قدیمی فریند فید من!


زمانی بود که ارتباطات بین  وبلاگستان فارسی به نظرم خیلی بیشتر و بهتر از الان بود,از زمانیکه سدی به نام ف ی ل ت ری ن گ وبلاگنویسان فارسی زبان اینور آب و اونور آب را از هم جدا کرد به نظر میاد این ارتباط هم تا حدودی کمتر شده,من به بقیه کار ندارم ولی خودم را دارم میگم:
زمانی بود که با رفتن تو فریند فید و توییتر و ...از حال و هوای وبلاگستان و موضوعات داغ هر روز با خبر میشدم ,دوستان جدیدی با طرز فکرهای گوناگون پیدا میکردم و ....با وبلاگهای یک پزشک ,بامدادی ,کمانگیر,مزیدی,وحید آنلاین,زهرا,شاتوت,...آشنا شدم از تجربه های اونها آموختم حتی خیلی از موضوعات و اصول نوشتن را در همین سایتهای اجتماعی یاد گرفتم و به کار بستم,وقتی وارد فریند فید میشدم انگاری وارد یک سالن بزرگ شده بودم که با اینکه در ظاهر افراد اونجا را نمیشناختم ولی تقریبا با خصوصیات و علایق همه اونها انگاری آشنا بودم,اگرروزی فلان کس توییت نمیزد و یا فیدی تو فریند فید نداشت یکجورایی احساس میکردم جاش خالیه!الان خیلی وقته به برکت این تکنولوژی که نمیخوام حتی اسمی ازش ببرم نتونستم وارد فریند فید و یا توییتر بشم ,یکجورایی احساس دلتنگی میکنم ,شاید به نظرتون خیلی مسخره بیاد ولی دنیای مجازی برای خیلی از ما ها وارد زندگی ما شده و چه بخواهیم و نخواهیم باید باهاش کنار بیاییم.تو همین حال و هوا بودم که متوجه سرویس گوگل فریندشدم ,با اینکه خیلی وقته که این سرویس توسط گوگل ارایه شده ولی به نظرم رسید با این سرویس گوگل شاید بتونم یادی از دوستان فرفری و توییتری خودم بکنم ,نمیدونم شما که دارید این مطلب را میخونید چقدر با این سرویس آشنا هستید ولی برای منی که مثل یک زندانی اسیر شدم این بهترین راه ارتباط با دوستان قدیم و آیند ه است. پس حداقل کاری که میتونید بکنید اینه که به شبکه دوستان من در گوگل فریند بپیوندید تا حداقل با دیدن آواتارتان یاد و خاطره دوران خوش و گشت و گذار در فریند فید و توییتر برای من زنده بشه!فقط امیدوارم این یکی دچار مشکل نشه!!!؟

بيكار ميشي اگر امنيت سياسي حاكميت را به خطر بيندازي!

آمده ام اینجا تا بگویم با شما رفیق هستیم، ما با هم رقابتی نداریم، اگر هم رقابتی هست، در جهت نظارت بر كار روزنامه هاست. وی در ادامه با اشاره به لزوم تعامل دوسویه حاكمیت و رسانه ها گفت: شما كه در مورد امنیت شغلی خود نگران هستید، باید امنیت سیاسی حاكمیت را تامین كنید.
سخنان بالا سخنان معاون مطبوعاتي جديد وزير ارشاد است كه در جمع خبرنگاران روزنامه اعتماد بيان كرده اند .البته به ظاهر اين سخنان بسيار زيبا و متين است ولي نكته اي كه در پشت اين سخنان است گره خوردن امنيت شغلي خبرنگاران با امنيت سياسي حاكميت است!اينكه چرا معاون محترم چنين حرفي را زده و چرا فقط امنيت سياسي حاكميت را بر شمرده خودش جاي سوال بسيار دارد؟!
اگر فردا خبرنگاري از كار بيكار شد نبايد دنبال دليلش باشد چون احتمالن با نوشته هايش امنيت سياسي حاكميت را بر هم زده !
اگر فردا در روزنامه اي تخته شد بايد مطمئن بود كه به علت ايجادكردن  اختلال در امنيت حاكميت اين كار صورت پذيرفته !
وهزار اگر ديگر ....