سه‌شنبه ۲۶ ژانویهٔ ۲۰۱۰

دانلود(خريدن) كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است!

دانلود(خريدن) كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است!
تعجب نكنيد !اين جمله را براي خودم نوشتم كه يك سري به كتابهاي خوانده نشده خودم بزنم ،خيلي از ما علاقمند به كتاب هستيم ولي كمتر كتاب ميخوانيم،حالا به هر دليلي .يا فرصت نميكنيم يا فرصت نميزاريم و يا چيزهاي بهتري فكر ميكنيم وجود داره!پس حتما همين الان سي به كتابخانه رنگارنگتان بزنيد !!!

چند سايت مرتبط كه پيشنهاد ميكنم حتما ببينيد.
ايران صدا--مرجع كتابهاي گويا

كتابخانه صوتي طنين ايراني

مرجع دانلود كتاب الكترونيكي

شنبه ۲۳ ژانویهٔ ۲۰۱۰

تـو جــــــان مـــــی بخشـــی و اینجـــــا..?!

مدتي قبل يكي از دوستان من را با موسيقي گروه مستان و هماي اشنا كرد . موسيقي زيبا واشعارزيباتر از خصوصيات بارز اين گروه است.يكي از بهترين اشعار و تصنيفها تصنيف  «  من از جهانی دگرم  » است .كه شعرش را مي اورم.


من از جهانی دگرم من از جهانی دگرم             ساقـی از ایـن عالـم واهی رهـایـم کـن
رهـــــایـــــــــم کـــــن

نمـی خواهـــم در ایـــن عــالـم بمـــانم             بیا از این تـن آلوده و غمگین جدایم کـن
جــــدایـــــــــم کـــــن

تـو را اینجـا بـه صدهـا رنگ مـی جوینـد             تــو را بـا حیلــه و نیــرنـگ مـی جـوینــد
تـو را با نیـزه هــا در جنگ مــی جوینـد              تــو را اینجا بـه گرد سنگ مـی جـوینــد
تـو جــــــان مـــــی بخشـــی و اینجـــــا             بـــه فتـــوای تــو می گیرنـد جــان از مــا
نمیدانم کی ام من نمیدانم کی ام من              آدمــم روحـم خـدایـم یــا کــه شیطانـم
تو با خود آشنایم کن

اگــــــــــر روح خـــــداونــــــدی               دمیده در روان آدم و حواست
پس ای مردم خـدا اینجاست               خـدا در قـلب انسان هـاست
بـه خـود آی تــا کـه دریــابــی               خـدا در خـویشتـن پیـداسـت

همـای از دست ایــن عـالـم
پر پرواز خود بگشود و در خورشید و آتش سوخت
خداوندا بسوزانم همایم کن

نمـی خواهـــم در ایـــن عــالـم بمـــانم             بیا از این تـن آلوده و غمگین جدایم کـن
جــــدایـــــــــم کـــــن

مـن از جهانی دگـرم


جمعه ۲۲ ژانویهٔ ۲۰۱۰

یبوست فکر و ریدن قلم!

نمیدونم منظور همین بود یا نه؟ولی خیلی خوشم اومد از این دیالوگ در "سریال در چشم باد"
یبوست فکر و ریدن قلم.....
پی نوشت :شاید هم من درست متوجه نشدم ولی هر چی بود جرقه خوبی به من زد......




پنجشنبه ۲۱ ژانویهٔ ۲۰۱۰

لايحه هدفمند كردن رسانه هاي خودي و نخودي!

اين روزها همه جا صحبت از برداشتن يارانه ها و هدفمند كردن آنهاست !نميدونم آخرو عاقبتش چي ميشه  و تو كدوم خوشه قرار ميگيريم ؟!ولي بهتر بود دولت محترم لايحه هدفمند كردن رسانه هاي خود ي و نخودي را هم هر چه زودتر به مجلس محترم ميبرد ،شايد اونوقت ميشد با آزاد كردن اين رسانه ها بهتر فهميد كه كدوم رسانه و تريبون بيشتر خاطر خواه داره ؟و با برداشتن يارانه هاي دولتي آيا ميتونه سرو پا بايسته؟!البته اين از آرزوهاي دست نيافتنيست!ولي چه كنيم كه با اميد زنده ايم و از قديم گفتند كه آرزو بر جوانان عيب نيست!

سه‌شنبه ۱۲ ژانویهٔ ۲۰۱۰

توهين به مراجع اين بار از طرف عربستان!

مدتي است كه بدنام كردن و توهين به افراد و مقامات حسابي باب شده !از همه بدتر تو اين اوضاع بي حرمتي به مراجعي است كه  هزاران و شايد ميليونها نفر مقلد دارند!يك روز از مجلس ترحيم فلان مرجع جلوگيري ميشود و دفاتر وي در شهرستانها تخريب ميگردد و روزي فلان مرجع را از مرجعيت خلع ميكنند!نميدانم! مگر ميشود مرجع تقليدي رااز مقامي كه دارد خلع كردآنهم فقط و فقط به دلايل سياسي و حزبي!مگر مرجع تقليد مقامي انتصابيست كه دوباره با يك بيانيه و دستور از كسي گرفته شود؟!از همه اينها كه بگذريم اهانتهاي بي سابقه كشورهاي عربي بخصوص عربستان به مرجع بزرگ تقليدشيعيان  آيت الله سيستاني است كه چند روزي است شدت گرفته است و متاسفانه با سكوت كساني مواجه شده است كه خودشان را شيعه ناب و .... معرفي ميكنند!وقتي كه در كشوري شيعي مذهب مراجع تقليد بازيچه دست چند جوان احساساتي كه از پشت پرده سياست هيچ اطلاعي ندارند قرار ميگيرند،و از هيچ توهين و بي حرمتي به مراجع كوتاهي نميكنند ديگر از ديگران چه توقعي ميتوان داشت؟!چه تفاوتي بين افرادداخلي كه به مراجع توهين ميكنند با توهين كنندگان آنطرفوجود داد!؟!آيا نميتوان هر دو را يك گونه فرض كرد؟!.....

دوشنبه ۱۱ ژانویهٔ ۲۰۱۰

خشكسالي نوشتن!

مدتيست كه آب و هوا طوري پيش ميره كه گويي با خشكسالي نوشتن روبرو شده ام!

یکشنبه ۱۰ ژانویهٔ ۲۰۱۰

میراث فرهنگی این بار درست عمل کند!

کشف بقایای اجساد 2500 ساله سربازان ایرانی در صحرای مصر
 
اين سربازان پس از هفت روز راهپيمايي در بيابان به منطقه‌اي مي‌رسند که هم‌اکنون با نام «الخرقه» شناخته مي‌شود، پس از آن بود که سربازان ايراني ناپديد شدند و هيچ کس اثري از آنها نيافت... «کامبيز»، فرزند کوروش پنجاه هزار سرباز را از منطقه «تبس» به «سيوا» فرستاد تا با طرفداران ـ بت پرست ـ معبد آمون در مصر که يکي از ساتراپ‌ها يا استان‌هاي ايران به شمار می‌رفت و سر به شورش برداشته بودند، مقابله کند.
در حالی که شاهد پیشنهاد‌های تأسفباری مبنی بر حذف تاریخ نیاکانمان و سلسله‌های پادشاهی ایران زمین از کتاب‌های تاریخی هستیم، گروهی از پژوهشگران بین‌المللی، با یکی از بزرگترین کشفیات تاریخی خود، سند دیگری بر حقانیت تاریخی و واقعیت هژمونی قدرت تمدن باستانی ایران بزرگ بر سرزمین‌های وسیعی از جهان قدیم صحه گذاردند.


به گزارش خبرنگار «تابناک» و به نقل از سایت «ام...اس.ان.بی.سی»، در این اکتشاف، در کنار بقایای اجساد سربازان تنومند، حجم بزرگی از تجهیزات نظامی از جمله سلاح‌های برنزی، دستبند‌های نقره‌ای، گوشواره‌ها به همراه صدها استخوان در یک منطقه عظیم بیابانی در منطقه صحرایی دور افتاده غرب مصر کشف شده که بر پایه  استنادات تاریخی، بقایای سربازان ایرانی کامبیز دوم، پادشاه هخامنشی ایران باستان ـ که اعراب نام او را به کمبوجیه تغییر داده‌اند ـ است. این سربازان در 525 سال پیش از میلاد مسیح بر اثر گرفتار شدن در یک توفان شن، زنده در زیر لایه‌های شن صحرا مدفون شده بودند.

 

در این باره، «داریو دل بوفالو»، عضو تحقیقات دانشگاه «لچه» ایتالیا به کانل دیسکاوری آمریکا گفته است: نخستین نشانه برای این موضوع را می‌توان در یادداشت‌های تاریخدان یونانی آقای هرودت دید.
این کشف، یکی از معماهای تاریخی را که توسط هرودوت مورخ یونانی گزارش شده حل کرده است. هرودوت ـ 484-425 پیش از میلاد ـ در کتاب تاریخ خود آورده است، کامبیز، فرزند کوروش، پنجاه هزار سرباز را از منطقه «تبس» به «سیوا» فرستاد تا با طرفداران ـ بت‌پرست ـ معبد آمون در مصر که یکی از ساتراپ‌ها یا استان‌های ایران به شمار می‌رفت ـ که سر به شورش برداشته بودند ـ مقابله کند..


 

این سربازان پس از هفت روز راهپیمایی در بیابان به منطقه‌ای می‌رسند که هم‌اکنون با نام «الخرقه» شناخته می‌شود و پس از آن بود که سربازان ایرانی ناپدید شدند و هیچ کس اثری از آنها نیافت.
هرودوت در تاریخ خود به باد‌های شدیدی اشاره می‌کند که همزمان با حضور ایرانیان از سمت جنوب وزیدن گرفت و گردباد‌ها و توفان‌های شن عظیم حاصل از آن سربازان ایرانی را در بر گرفت.
این گزارش می‌افزاید: داستان گم شدن ارتش کامبیز ـ کمبوجیه ـ در یادها ناپدید شد و هیچ ردپایی از سربازن ایرانی به دست نیامد تا اغلب دانشگاهیان آن را داستانی خیالی بپندارند.


 

اما اکنون دو دانشمند باستان‌شناس ایتالیایی ادعا می‌کنند که شواهد برجسته‌ای یافته‌اند که ارتش ایران در توفان شن‌ها دفن شده است. دو برادر ایتالیایی به نام‌‌ها «آنجلو» و «الفردو» کستیگلیونی که به خاطر کشف مشهور خود در بیست سال پیش در شهر تاریخی مصر، «شهر طلا»، معروفیت جهانی پیدا کرده بودند، ادعای جدیدی را مطرح کرده‌اند.
فیلم باستان‌شناسی که در فستیوال «روورتو» نشان داده شده، بیانگر تحقیق سه ساله و همچنین پنج سال اعزام هیأت باستان‌شناسی به این منطقه است. آنها در سال 1996 شروع به این فعالیت کردند که البته آنها آهن‌آلاتی را در نزدیکی «سیوا» پیدا کردند و در حالی که آنها روی منطقه کار می‌کردند، اجساد و استخوان‌های انسان‌های را در یک گودال یافتند که آنها این گودال را یک پناهگاه طبیعی در نظر گرفتند؛ آن یک صخره به طول 114.8 فوت و 5.9 فوت عرض و 9.8 فوت عمق یافتند. از این پناهگاه‌های طبیعی زیاد در صحرا یافت می‌شود، اما این یکی در آن منطقه تنها پناهگاه بوده است و اندازه آن برای پناه بردن و در امان ماندن از توفان شن مناسب است؛ اما فلزیاب‌های یک باستان شناس مصری، تعدادی خنجر برنزی و چندین کمان پیدا کرد.




 

هرچند آنها ابزارآلات کمی پیدا کردند، این ابزارآلات بسیار مهم بودند، چراکه آنها ابزار آلات ابتدای هخامنشیان بوده و عصر آنها به زمان کامبیز ـ کمبوجیه ـ برمی‌گردد که در یک منطقه نزدیک سیوا در زیر ماسه‌ها به دست آمده‌اند.


همچنین حدود یک‌چهارم مایل دورتر از پناهگاه تیم باستان‌شناسی نیز یک بازوبند نقره‌ای پیدا شده و همچنین گوش‌آویز و چندین حلقه که شبیه تکه‌های گردنبند بودند. تجزیه و تحلیل گوشوارها ـ البته بنا بر عکس‌های به دست آمده ـ نشان می‌دهد که آنها مطمئنا به دوران هخامنشیان تعلق داشته‌اند. حلقه‌های کروی که از نقره ساخته شده‌اند و یک آویز کوچک از نقره که در پنج قرن پیش از میلاد مسیح در ترکیه به دست آمده است، مشابه همین آویز است. آنها همچنین گورهای دست جمعی با هزاران استخوان سفید پیدا کرده‌اند و می‌گویند که بقایای لشکر کامبیز ـ کمبوجیه ـ نیز باید در این منطقه باشد.



 

با این اوصاف جا دارد که سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به همراه باستان شناسان ایرانی با تحقیقات و همکاری تنگاتنگ با دانشگاه «لچه» بتوانند به نحو احسن از این کشفیات جدید برای بها گذاشتن به فرهنگ و تاریخ کشور، کارهای لازم را برای همکاری دانشگاهی و فرستادن باستان شناسان ایرانی به کشور مصر انجام دهند. 
 

نقشه قلمرو ايران در دوره هخامنشيان ـ 500 سال پيش از ميلاد
اما در پايان، لازم به یادآوری است که چند پيامد بي‌اطلاعي عمدي و سهوي عامه مردم ايران و بسياري از دست‌اندر کاران فرهنگي کشور نسبت به فرهنگ، تاريخ و تمدن کهن ايران زمين را که سبب شده حتي مسئولان متولي حفظ ميراث فرهنگي از پاسداشت ميراث گرانبار نياکانمان غافل بمانند، برشماريم:
1- از وجود خانه و زادگاه نظامي گنجوي در روستاي «تا» در تفرش، حتي بسياري از مسئولان ميراث فرهنگي و مردم منطقه آگاهی ندارند. اين گونه است که مسئولاني که در هفته گذشته، قول بازسازی آثار تاريخي دولت باکو در گنجه و دیگر نقاط آن سامان را (که مدعي هستند نظامي گنجوي شاعر ملي آنها و نه ايرانيان است!) به آنان داده‌اند، خانه نظامي در ايران را به عنوان يک اثر ارزشمند تاريخي که به ويرانه‌اي تبديل شده، به حال خود رها کرده‌اند...
2- فراموش نکرده‌ايم که کوتاه زماني پس از کشف لوح سنگي حکاکي شده در جزيره خارک که به عنوان سندي تاريخي از نام خليج فارس و حاکميت تاريخي ايرانيان بر اين منطقه به شمار می‌رفت، دست‌هاي ناپاک ضد ايراني شبانه با پتک و تيشه به جان اين ميراث ارزشمند و سند تاريخي افتادند و آن را نابود کردند...
 
3- ايرانيان ميهن دوست فراموش نکرده‌اند که مسئولان ميراث فرهنگي با تأکيد بر اين که چون اشيای تاريخي ارزشمندي در غارهاي تاريخي تنگه بلاغي نزديک پاسارگاد پيدا نکرده‌اند(!) پس اين غارهاي هخامنشي (به زعم آنان) ارزشي نداشته و اين گونه بود که مجوز ايجاد سد سيوند صادر شد که علاوه بر زير آب بردن و نابود کردن غارهاي تاريخي تنگه بلاغي با آبگیری کامل سد ، در دراز مدت سبب آسیب تدريجي به پاسارگاد، مقبره کوروش، هم خواهد شد.

4- بنا بر گزارش‌ها و عکس‌هاي ارسالي در هنگام بازسازی (!) مقبره کوروش در سال گذشته که با صدمه به اين بناي ارزشمند همراه بود، استخوان‌هاي کشف شده در سقف بنا ـ که به احتمال قوي بخش‌هايي از جسد کوروش بوده است ـ گفته می‌شود به وسيله مسئولان و کارگران مرمت کار در سطل زباله دور ريخته شده است!



جمعه ۱ ژانویهٔ ۲۰۱۰

سال نو و طرحی نو....

حدود دو سال قبل که به این مکان نقل مکان کردم یعنی وبلاگ بلاگر مدتی قبلترش فکر میکنم در چنین شبی شروع به نوشتن  وبلاگی در موبیل تایپ با دامنه شخصی کردم  که متاسفانه الان نمیتونم به آرشیوش دسترسی داشته باشم به علت از بین رفتن دامنه!(البته قبل از آن هم چند سالی بصورت متفرقه وبلاگنویسی میکردم)...ودر همچنین روزی بود که سه سال قبل دخترم به دنیا اومد و امشب که سال میلادی هم نو شد سالگرد تولدش بود!در چنین ماهی سالگرد تولد همسرم هم هست!و خیلی از خاطرات خوب دیگه....یکجورایی این دیماه برای من یادآور خاطرات خوشیه و به قولی تا الان خوش یمن بوده!امیدوارم این سال نو میلادی برای همه خوش یمن باشه ودر این سال جدید شاهد  دنیایی پر از صلح و صفا به دور از خشونت و بد بینی و دروغ و ظلم و ....باشیم .نمیدونم سال دیگه هم میتونم در چنین شبی و در همین وبلاگ دوباره بنویسم یا نه؟!ولی اگر بودم و نوشتم که هیچ ولی اگر نبودم و ننوشتم از همینجا بدرود......