شنبه ۲۷ فوریهٔ ۲۰۱۰

آقا به خدا من دعوتنامه بالاترين ندارم!

اون زماني كه من  تازه عضوسايت  بالاترين شده بودم و هنوز بالاترين در دسترس بود فرستادن دعوتنامه براي من هم امكان پذير شده بود و ما  براي اينكه دوستان از قافله بالاييها عقب نمونند پستي زديم تو وبلاگ و گفتيم تعدادي دعوتنامه دارم كه پيشكش ميكنم !اين بود كه سيل نظرات و ايميل روانه شد كه آقا ما هم دعوتنامه ميخواهيم يالله يالله!تا اينكه بالاترين از دسترس خارج شد (منظورم اينه كه ف ي ل ت ر شد)و ما هم به كل ارتباطمون قطع شد كه هيچ امكان فرستادن  دعوتنامه هم به كلي حذف شد!اينكه الان نه بالاتريني براي من وجود داره و نه دعوتنامه اي!حالا در همين پست به همگان در كمال صحت و سلامت اعلام ميكنم آقا به خدا من دعوتنامه بالاترين ندارم!

در همين زمينه:
دعوتنامه بالاترين

دوشنبه ۲۲ فوریهٔ ۲۰۱۰

پا قدم google buz

اين سرويس جديد گوگل با عنوان google buz كه براي ما پا قدمش خير نبود!ازوقتي  شنيديم چنين سويسي راه افتاده تا الان حتي يكبار هم gmail ما يكي كه باز نشده هيچي !حرف از اختلال و خرابي سيستم جي ميل گوگل به ميون اومده !به نظر من بهتره گوگل جان براي اينكه حداقل جي ميل تو ايران با مشكل مواجه نشه از خير اين يكي سرويسش لا اقل تو ايران بگذره !تا شايد چشم ما به جمال مبارك جي ميل روشن شود!

یکشنبه ۲۱ فوریهٔ ۲۰۱۰

آخرش ما نفهميديم ؟!

آخرش ما نفهميديم ؟!
چرا و چگونه براي
ساخت انواع ناو شكن ، موشك كوتاه و دور برد ، سانتريفوژ، برگزاري مانورورزمايشهاي مختلف و ...بودجه به اندازه كافي داريم
ولي براي
ساخت و تكميل پروژه هاي ناتمام عمراني،بهبود خطوط هوايي،افزايش ناوگان ريلي ،بهبود شبكه هاي مخابراتي ،ايجاد اشتغال و سرمايه گذاري ،بهبود سيستم آموزشي و  افزايش تعداد مدارس،بهبود سيستم بهداشتي و افزايش سرانه بهداشت و درمان ..
.يا بودجه نداريم و يا هميشه با كمبود بودجه مواجهيم؟!

چهارشنبه ۱۷ فوریهٔ ۲۰۱۰

دلسوزي آقاي دكتر براي حق انتخاب ملت عراق!

ما با تحميل به همه ملت ها و دولت ها در همه دنيا مخالف هستيم بويژه عراق که برداران ما هستند و نظر خود را اعلام و اين دخالت آشکار را محکوم مي کنيم.
رييس جمهوري انتخاب را حق مردم عراق دانست و گفت:‌ دولت و مجلس عراق قانون انتخابات را تصويب و اجرا مي کنند و هر آنچه مردم عراق انتخاب کنند همه بايد بپذيرند.
نوشته هاي بالا سخنان آقاي احمدي نژاد در نشست خبري با خبرنگاران است كه اينچنين براي ملت عراق دل ميسوزانند ،البته دل سوزاندن گناه نيست ولي ايكاش آقاي دكتر كمي هم به فكر حق انتخاب مردم كشور خودش ميبود !و به انتخاب آنها و تحميل نكردن نظر خاصي بر آنها كمي تفكر و تامل مينمود!

چهارشنبه ۱۰ فوریهٔ ۲۰۱۰

كتاب قانون ما مسلمانان شناسنامه اي!

فيلم كتاب قانون(ساخته مازيار ميري با بازي پرويز پرستويي) را ديدم!يكي از فيلمهايي بود كه علاوه بر جنبه طنز و سرگرمي ميزنه تو گوشت!يك چيزهايي را بهت ياد آوري ميكنه كه تو خيلي وقته ازشون غافل بودي!نه اينكه غافل شده باشي بلكه به علت روزمرگي و عادت كردن بهشون ديگه برات جزيي از زندگيت شده و شايد هم بدون اختيار داري انجامشون ميدي!شايد متوجه منظورم شده باشيد!منظورم مسلماني خودمونه كه نسل به نسل بهمون منتقل شده!نه اينكه بد باشه ،نه ةمنظورم اين نبود !بلكه عادت كردن به آداب مسلماني بدون تفكر و توجه منظورمه!يا همون مسلمان شناسنامه اي !پيشنهاد ميكنم حتما اين فيلم را ببينيد !هزينه زيادي هم نداره فقط 1500 تومان و 2 ساعت وقت آزاد و كمي هم تفكر بعد از فيلم.!مسلما پس از ديدن فيلم متوجه ميشويد كه ما مسلمانان ازكتاب قانون خودمون كه بهش افتخار ميكينيم و معجزه ميدونيم خيلي غافل شديم!آره كتابي كه فقط دروقت اسباب كشي و مجلس ختم و بدرقه كردن مسافرازش استفاده ميكينيم!

سه‌شنبه ۹ فوریهٔ ۲۰۱۰

صد رحمت به سگ و گربه!

وقتي ميبينم همه مثل سگ دارند به هم ديگه پارس ميكنند حالم از اين اوضاع به هم ميخوره!
اگر اين كشور و حكومت بر اين كشور را ميخواهيد اينهمه داد و فرياد و فحش و ناسزا براي چيه؟!اصلا ارزش داره مثل سگ و گربه به جون هم افتاديم و دنيا داره به ما ميخنده!همه چيز را هم برديم زير سئوال !نميدونم واقعا گيج گيج گيج شده ام!همه چيز داره ازش سو استفاده ميشه هر چيزي كه تا ديروز براي همه مقدس بود شده ابزار سياسي!فرقي نميكنه اهل كدوم طرف باشي!
درست گفتند كه در حالت عصبانيت و خشم بايد افراد را بشناسي،كافيه سري به سايتها و روزنامه هاي مختلف بزني تا ببيني چطور دارند قربون صدقه هم ميرن!صد رحمت به سگ و گربه كه حداقل بعضي وقتها مراعات خيلي از چيزها را ميكنند !

جمعه ۵ فوریهٔ ۲۰۱۰

چهارشنبه ۳ فوریهٔ ۲۰۱۰

آیه می خوانند و از حکم خدا دم می زنند/”چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند”!

 شعري از خانم صديقه وسمقي

“واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند”
در خفا خود را ز ترس سبزها، تر می کنند
آیه می خوانند و از حکم خدا دم می زنند
“چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند”
دست شیطان را هم از پیش و هم از پس بسته اند
ادعای پیروی زایین حیدر می کنند
خون مردم را مباح و مال آنان را، حلال
با کلامی از خدا، یا از پیمبر می کنند
شهرآشوب اند و عاشق کش در این شهر غریب
زشت رویان را ببین این جا چه محشر می کنند!
با صداقت پیشه گان نازک اندیش و دلیر
جاهلانه صحبت از شمشیر و خنجر می کنند
ریگ ها در کفش و غل و غش بود در کارشان
کاینچنین آشفته اند و خاک بر سر می کنند
پاسبان و واعظ و قاضی چو با هم ساختند
کار مست و رهزن و شاه ستمگر می کنند
بگذرد دوران این ظلم گران و، سبزها
زندگی را با بهار امسال نوبر می کنند

دوشنبه ۱ فوریهٔ ۲۰۱۰

معني جديد توبره و آخوردر صدا و سيما!

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:شنبه شب شبکه سوم سیمای جمهوری اسلامی در برنامه « دیروز امروز فردا » روندی را ادامه داد که مدتی است به دلیل تضاد با رسالتی که برای سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی تعریف شده موجب تاسف شدید همه وفاداران به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی شده است . تاسف بارترین ویژگی این برنامه کوبیدن روحانیت به وسیله روحانیت بود. اینکه یک روحانی ـ هر چند به دلیل سوابق انقلابی و خدماتی که کرده است قابل احترام می باشد ـ با توسل به ادبیاتی غیراخلاقی و غیرمتناسب با شان روحانیت درباره مهمترین مسائل اجتماعی و سیاسی از تلویزیون سخن بگوید و با الفاظ و عباراتی که تکرار آنها در این نوشتار را نیز مجاز نمیدانیم به چهره های روحانی حمله کند در هیچ منطقی قابل پذیرش نیست . این سخنان بقدری دور از انصاف و اخلاق بود که حتی اعتراض همفکران سیاسی گوینده آنرا نیز برانگیخته است . شجونی: در دهه شصت جوانی با ۴۸ ترور در جکوزی زندان صفا می‏کرد شجونی در ابتدا با اعلام اسامی چهره هایی كه اعتماد به صداوسیما برای حضور در مناظره ها نداشتند، تسویه حساب كامل كرد و سپس  فضایی را درست كرد كه برای دومین بار این برنامه تبدیل به شوی سراسر توهین به چهره های مختلف انقلاب و خلط مبحث های عجیب و غریب از سوی این منبری قدیمی شد. از نكات بارز این برنامه روشنگر، غیض و صدای دو رگه مجری بی طرف برنامه بود كه در لحظه های نخست برنامه به خاطر انتقاد و نقد عملكرد وی، از شدت هیجان و عصبانیت قدرت كنترل صدای خودش را نداشت و همین باعث بیان متلك هایی همچون جوسازی، شلوغ كاری و مطالب غیرواقع برای خاموش كردن درون پر آشوب خودش شد. البته به لطف ...یزم سنتی صداوسیما، وحید یامین پور شب گذشته به صورتی ناگهانی مدرك دكترا گرفت و این عنوان به همراه عضو هیات علمی دانشگاه شد و دائم روی تصاویر حك می شد تا حرف های مدیر شبكه سوم در مورد دانش و فضل ایشان دوتا نشود. گرچه یامین پور مجری تلویزیونی نیست و براساس رانت مشخصی توانست اجرای برنامه انتخاباتی ایران 88 را به دست بگیرد، ولی حالا پس از گذشت 7 ماه پر تلاطم تبدیل به مجری اختصاصی شبكه سوم شده است! اما باید برنامه شب گذشته شبكه سوم را آب سردی بر ژست های قشنگ عزت الله ضرغامی دانست كه حتی توانایی كنترل آنتن شبكه های تلویزیونی خود را در حفظ حریم شخصی افراد كه وظیفه اصلی این سازمان است ندارد و با دعوت از فردی كه نه تحصیلات عالیه دارد و نه تحصیلات حوزوی خاصی، فرهنگ فحاشی و توهین را در برابر چشم مخاطبان این رسانه بسط داد. استفاده از الفاظی مانند: سگ، خر، احمق، مزدور، جاسوس، درك و جهنم در كنار مواردی چون توهین به نمایندگان مجلس اول را باید جزو افتخارات گفتاری آقای شجونی در برنامه شب گذشته ثبت و ضبط كرد. وی كسانی را كه سران فتنه خواند، مانند مورچه دانست كه قصد خون دادن دارند و زمانی كه پرستار از آنها سوال می‌كند كه چند سی‌سی می‌خواهی خون بدهی می‌گویند كه بشكه بیاورید. وی در ادامه از سران فتنه خواست تا به سوی ولایت بازگردند چرا كه در میان مردم هیچ محبوبیتی ندارند و اگر میان مردم آفتابی شوند لنگه كفش می‌خورند. شجونی روحانی تندرویی كه خودش را به تندرو بودن قبول ندارد، در برنامه شب گذشته چنان خلط مبحث میان ماجرای انتخابات، منافقین، چریك فدایی، كوموله و اصلاح طلبان كرده بود كه دست آخر نمی توانست ارتباط منطقی میان آنها برقرار كند. وی هر گاه در مقیاس نمونه كم می آورد دست به دامن گروهك زمین خورده ای به نام مجاهدین خلق می شد و جایی دیگر به بیان خاطره ای از سركرده این تروریست ها پرداخت و اظهاركرد رجوی پس از اینكه جواب دندان شكنی از آیت الله انواری شنیده دو سال در اتاق خودش حبس شد. این روحانی تندرو كه قدرت برقراری توازن در مطالب همراه خودش را نداشت، به شیوه منبرهای ختم و تذكره گاهی مدعی می شد اینها (منافقین) اگر به وطن بازگردند باید به خاطر عقد زن شوهردار تیرباران شوند و در جای دیگر می گفت ما برای اینها در زندان اوین استخر و سونا و جكوزی درست كرده بودیم! از اظهارات عجیب وی نام آوردن از حسین شریعتمداری، حسن آیت، اسدالله لاجوردی و جعفر شجونی به عنوان حلقه جالبی بود كه پس از آن تاكید كرد: "این حسین شریعتمداری اعجوبه ای است و متخصص خط شناسی است"! وی در جای دیگری می گوید: در دهه 60 بازجویی می كرده و بعد در جای دیگری می گفت، مرحوم لاجوردی فلان موضوع را به من گفت، البته من 14 روز آنجا منبر می رفتم"! این روحانی 77 ساله كه از همراهان نواب صفوی در دهه 20 بوده، با توهین های مختلف به افراد حقیقی و حقوقی كشورمان با حمله مستقیم به سیدمحمد خاتمی مدعی شد كه خودش در زندگی 50 هزار تومان سهم امام نخورده، اما برخی با سهم امام بزرگ شده اند و عمامه دارند به چه بزرگی ولی می روند سایت جماران! كه چی؟ مگر امام در جماران هست؟ اطلاق عنوان سایت به حسینیه جماران یكی از نكات جالب گفتاری او بود كه مشخص نبود، چرا وی به حسینیه جماران كه پیش از حضور امام حسینیه نیمه كاره مردم جماران بود و پس از امام به محلی برای ملاقات با امام شده و سالها میلیون ها دل و چشم را به سوی خود كشید با چنین الفاظی صبحت می كرد؟ درهم و برهم بودن ذهن میهمان شب گذشته شبكه سوم به حدی بود كه دائم به صورتی بی محابا به ماجرای ازدواج تشكیلاتی مریم قجر عضدانلو (رجوی) و مسعود رجوی می پرداخت، ولی در مقابل حتی یك بار نیز نتوانست جواب سوال های همسو با تفكر خود را كه از سوی مجری مطرح می شود را بدهد. در این میان گرچه مجری كه به زعم مدیر شبكه سوم و خودش كاملا بیطرف است، اما بیان اظهارات تحریك كننده برای وادار كردن پیرمردی تندرو كه به دلایل مختلف قدرت كنترل كلام خود را نداشت، از رندی وسیع تفكر حاكم بر این برنامه حكایت داشت تا نشان واقعی از ژست های زیبای دموكراتیك عزت الله ضرغامی باشد. شجونی همچنین با بیان یك كنایه از روحانی محلی خودشان در گیلان به صراحت گفت: آقایان عمامه دارند هع (بزرگ)، ریش دارند هع (بزرگ)، عقل یك ریزه! بی واسطه به برخی چهره های ارزشمند كه در تحلیل شرایط جامعه اعلام كرده بودند، ما اغتشاش نداریم! تاخت و در ادامه افزود: اینها عمامه دارند هع، ریش دارند هع، بصیرت یك ریزه! توهین های پی در پی وی پس از مناظره های تلویزیونی فضایی زشت و غیرقابل باور را در رسانه دولتی كشور پدید آورد تا پوزخندهای مجری این برنامه نشان از خجالت او یا برنامه ریزی قبلی و هماهنگی های گسترده بدهد. گذشته از این موهبت های مناظره برای چهره به فراموشی سپرده شده و تندرو جامعه روحانیت مبارز تهران، مجری برنامه در لحظاتی قدرت كنترل برنامه را نداشت و حتی در ثانیه های پایانی برنامه كه 30 ثانیه باقی نمانده بود، شجونی با بیان اینكه: من خودم رئیس رادیو و تلویزیون هستم، 30 ثانیه یعنی چی؟ بازهم به ادامه صحبت پرداخت و نشان داد از چه منطقی بهره می برد. نكته بامزه برنامه سركوفتهای میهمان برنامه به مجری 32 ساله برنامه بود كه در واكنش به پرسش وی از سن شجونی، در مقاطعی از برنامه به مجری می گفت، آن موقع شما نبودید، بچه بودید، در . . . بودید. شجونی بارها و بارها به گروهی از مردم و معترضین توهین كرد و در مقایسه های متعدد تاكید داشت: " تعداد بسیجیان، سپاهی ها و روحانیون ارجمند به مراتب بیشتر از این لات ها و بی دین ها و بی نمازهاست و دلارهای خشك آمریكا برای آنها می رسد"! اظهارات و پرخاش های شیخ جعفر شجونی كه متكلم وحده این برنامه بود، در شرایطی است كه هفته گذشته جامعه وعاظ كه به ریاست ایشان اداره می شود، پس از صف آرایی برابر مشایی حتی نتوانستند مقابل او از اصول دین و عقاید اسلامی دفاع كنند. به نظر می رسد برخی از معترضان تندرو هم از این كه امثال شجونی به جای برخی چهره های منطقی و معتدل داعیه دار و سمبل دفاع از نظام باشند, به شدت استقبال می كنند، چرا كه این رویه را اثبات كننده ادعاهای خود و تهییجگر معترضین ارزیابی می كنند. باید دید دكترین تحریك عمومی و تهییج معترضان انتخابات این بار در صداوسیما با چه روشی در تلاش است تا از حضور سبزها در راهپمایی 22 بهمن یك ماجرای تازه برای نظام بسازد؟ وی در بخش دیگری از سوال های هدفدار مجری در مورد خواص دوپهلو با ادبیاتی عجیب گفت: "اینها میخواهند هم از توبره بخورند هم از آخور"!