سه‌شنبه ۳۱ اوت ۲۰۱۰

عمو قناد و وزير اقتصاد!(الهي الهي...)

وزير اقتصاد:به خاطر استطاعت مالی یارانه نمی گیرم! الهي الهي(با لهجه مخصوص عمو قناد در برنامه فيتيله خوانده شود)

نمايندگان مجلس از اين كارها هم بلدند؟!

نمايندگان از اين كارها هم بلدند؟! پي نوشت:تقدیر ۲۱۶ نماینده مجلس از تعلیق سعید مرتضوی

یکشنبه ۲۹ اوت ۲۰۱۰

اعتراف كيهان به كم بودن ضريب نفوذ اينترنت در ايران!

قسمتي از سرمقاله روزنامه كيهان يكشنبه 7شهريور 89 را ببينيد ،البته مقاله درباره سياستهاي آمريكاست در برابر ايران ،ولي در اين پاراگراف منطق نويسنده درباره بي اثر بودن مقابله آمريكا با ايران از طريق اينترنت بيان شده،و به نوعي اعتراف به كم بودن ضريب نفوذ اينترنت در ايران ..توضيحي نميدم خودتون قضاوت كنيد: پارادوكس دوم اين است كه آمريكايي ها عمليات در محيط مجازي را به يكي از اركان استراتژي جديد خود در مقابل ايران تبديل كرده اند بي آنكه هيچ برآورد روشني از ضريب نفوذ اينترنت در ايران داشته باشند. فرضا اگر بپذيريم اينترنت ابزاري مناسب و قدرتمند براي عمليات نرم است، آن وقت تازه نوبت به اين مي رسد كه ببينيم اين ابزار تا چه حد توانسته در تمامي اركان جامعه هدف رسوخ كند. يك مراجعه سطحي به اطلاعات رسمي نشان مي دهد كه اينترنت را در ايران مي توان ابزار ايجاد درگيري ها و دغدغه هاي محدود براي نظام تصور كرد و گاهي ممكن است در اين حوزه ها كارايي هم داشته باشد، ولي توقع براندازي يا تغيير رفتار نظام از ابزاري كه همچنان بسياري در ايران نگاهي فراتر از يك سرگرمي به آن ندارند، بسيار ساده دلانه است.

شنبه ۲۸ اوت ۲۰۱۰

از الف تا ي فيلطر ميشود!

در پي بالارفتن رتبه بازديد سايت پيوندها (همان صفحه نمايش فيلترينگ سابق)مقامات مسئول براي بالا بردن رتبه اين سايت و رساندن به پر بازديد ترين سايت ايراني دستورالعمل فيلطرينگ كليه سايتهاو وبلاگهاي فارسي زبان از الف تا ي را صادر كردند!

پنجشنبه ۲۶ اوت ۲۰۱۰

ادعاي ديروز يا تسليحات امروز?!

اونوقتا دلايل مقاومت و پيروزيهاي به دست امده در جنگ در برابر ارتش تجهيز شده عراق نيرو و قدرت معنوي جنگجويان ايراني بود و هميشه و الان هم اين موضوع از افتخارات سرداران جنگ هست كه تا ابد بهش افتخار ميكنند ،ولي الان مدتي شده كه نمايش و ساخت انواع جنگ افزارهاي مدرن و نيمه مدرن شده اخبار روزدر حاليكه نه هنوز جنگي شروع شده و نه خبري...معلوم نيست اون ادعاي ديروز دروغ بوده يا اون قدرت معنوي تموم شده كه به فكر ساخت اينهمه تسليحات افتاديم!؟

شنبه ۲۱ اوت ۲۰۱۰

آرزوي نودي من!

يكي از بزرگترين ارزوهاي من اينه كه برنامه نود سياسي و اجتماعي هم راه اندازي بشه! چرا؟ چون: كه بشه به راحتي موضوعات اجتماعي سياسي روز را به بحث و نقادي گذاشت،بتوني تو نظر سنجيهاي پيامكيش بدون ترس و دلهره شركت كني،بتوني نقد كني و نقد بشنوي و...نه مثل بعضي از برنامه هاي گفتگوي سياسي كه فقط محل تعريف و تمجيد و بگو بخند شده!ولي فكر ميكنم مهمترين مشكل پيدا كردن كسي مثل فردوسي پوره كه تو سياسيت بتونه هر كسي را به چالش بكشه!

پنجشنبه ۱۹ اوت ۲۰۱۰

كودتاي ديروز،وقايع امروز،تكرار تاريخ فردا !

ديروز: اون بنده خدا اواخر كارش غرور بيش از اندازه اي داشت ،وقتيكه قيمت نفت بالا رفت و مملكت به سرعت صنعتي شد و...ديگه هيچ كس را تو عالم تحويل نميگرفت!يك زماني هم ميگفت من از طرف خدا هستم امام زمان و ...و بايد اين كشور و مملكت را نگهداري كنم از شر دشمنانش!يك زماني هم كه ديد نخست وزير قانوني اش خيلي داره پاشو از گليمش درازتر ميكنه نقشه كودتا را اجرا كرد و بالاخره تموم شد. امروز: اين بنده خدا هم زيادي غرور داره،حتي همونهايي كه اوردنش را هيچ بدهكار نيست!دنيا را ميخواد فقط خودش مديريت كنه!هيچ كس و هيچ قانوني به جز حرف و قانون خودش را نميشناسه،مدعي نزديكي با امام زمان و فيوضات الهيه !تو جريان انتخابات هم (خودتون بهتر ميدونيد چي شد؟!). فردا: تاريخ تكرا شدني است .........

چهارشنبه ۱۸ اوت ۲۰۱۰

همون بهتر كه خفه شي!

وقتي موضوع و مطلبي براي گفتن تو وبلاگت نداري،همون بهتر كه خفه شي درست مثل من!

سه‌شنبه ۱۷ اوت ۲۰۱۰

شامپو پروتيينه به جاي گوشت!

با توجه به پخش چشمگير تبليغات شامپو پروتيينه صحت به جاي گوشت-مرغ-تخم مرغ از تلويزيون،توصيه مي شود: حال كه دولت خدمتگزار نمي تواندگوشت و مرغ را براي عموم فراهم آوردحداقل شامپو پروتيينه را با قيمت ارزان در اختيار عموم قرار دهد تا ملت بتواند حداقل كمبود پروتيين خودشان را جبران نمايند.

یکشنبه ۱۵ اوت ۲۰۱۰

رمضان اومده ایران!

اگر ديدي قيمتها داره صعودي ميره بالا،مصرف بيشتر شده،فعاليتها كمتر شده،كاسبها دغل باز تر شدند،دروغ رواج بيشتري پيدا كرده،پسماند غذا بيشتر شده و به خاطر يك كيلو مرغ پدرو مادرمون رااز قبر ميكشيم بيرون و .....بدون فقط يك اتفاق افتاده اونم اينه كه رمضان اومده ايران!

سه‌شنبه ۱۰ اوت ۲۰۱۰

نجاسات در اسلام!

سئوال:نجاسات در اسلام را نام ببريد؟ جواب:1-خون2-مردار-3-بول-4-دلار5-يورو...

آغاز پاكسازي چهارراه استانبول از نجاست!

با توجه به اعلام نجس بودن دلار و يورو ،به زودي تخريب و پاكسازي محدوده چهارراه استانبول آغاز مي شود! پي نوشت-رحيمي معاون اول رييس جمهوري:دلار و يورو نجس است!

التماس

التماس شكوه زندگي را فرو مي ريزد،تمنا بودن را بي رنگ مي كند ،و آنچه از هر استغاثه به جا مي ماند ندامت است.(بار ديگر شهري كه دوست ميداشتم-نادر براهيمي)

دوشنبه ۹ اوت ۲۰۱۰

سردرد من و لشكرمسكن ها!

«سرم درد می کند حتی دیگر لشکر مسکن ها هم از میدان نبرد با دردهایم می گریزند کاش شهابی از آسمان درگذرد تا بتوانم آرزویم را بدستش بسپارم» هرگزخداحافظي نكن/كتاب شعر الياس

شاهد اولين عشقبازيمان!

امشب ماه ديگر نميبالد به خود ،وقتي كه خود شاهداولين عشقبازيمان است!

یکشنبه ۸ اوت ۲۰۱۰

رحيم مشايي و اصلاح طلبان!

بعضي وقتها پيش خودم ميگم:واقعا اگر اين آقاي اسفنديار رحيم مشايي به قول بعضيها تو اردوگاه اصلاح طلبان ميبود ،اونوقت اين حرفها و كارهاش مثل الان خنده دار بود ؟!

دور چهارم سفرهاي استاني باحضور رييس جمهور لاريجاني آغاز شد!

با اين ابلاغ قوانين توسط لاريجاني (رييس مجلس)،بعيد نيست، يك روز كه از خواب بيدار ميشي اخبار ميگه:دور چهارم سفرهاي استاني هيات دولت باحضور رييس جمهور لاريجاني آغاز شد! پي نوشت:علی لاریجانی یک قانون دیگر را به جای احمدی‌نژاد ابلاغ کرد.

كم سوادي يا فشار؟!

سانسور نتيجه كم سوادي سانسورچي نيست ،بلكه بر آيند همه فشارهاست بر يك نفر(ديكتاتور)!

جمعه ۶ اوت ۲۰۱۰

خویشاوندانتان رادوربیندازید!

ایت الله خامنه ای:ایران ,تاجیکستان,افغانستان کشورهای خویشاوند هستند- پس نوشت :خویشاوندانتان رادوربیندازید!(بدرفتاری ایران با پناهندگان افغانی )

برکت از سفره هامون رفته یا اینکه ...؟!

اونوقتا ,یک خانواده ده نفره بادرامد ماهیانه 5000 تومان زندگی متوسطی داشتند و مختصر پس اندازی هم میکردند ولی حالا یک خانواده دونفره با 500 هزار تومان در ماه هشتشون گرو نهشونه !نمیدونم برکت از سفره ها رفته یا کس دیگه ای به سفره ها اضافه شده؟!...(اونوقتا که میگم زیاد دور نیست , 20 سال پیش تو جنگ و تحریم و ....)

چماق گرانی!

گرانی چماق حماقتشان است بر سر بی عرضه هایی مثل من!

بوران چشمانت!

در بوران چشمانت ,قطره بارانی نبارید,تاشایدانعکاس دوست داشتنم رابه یادگارمیبردم.

دوشنبه ۲ اوت ۲۰۱۰

عشقبازي با دفتر تو!

عاشق ميشم دوباره وقتيكه خاطرات عشقبازيهامون را از لابلاي دفترت دزدكي ميخونم!

یکشنبه ۱ اوت ۲۰۱۰

ايرنا به ملكوت اعلي پيوست!

خواستگاری آقای هکر از زهرا خانوم!

الان متوجه شدم وبلاگ زهرا هک شده,هکر که به نظر میرسه خاطر خواه زهرا خانوم بوده به قول خودش با نوشتن پست زیر خواسته یک نوع خواستگاری عجیب و غریب انجام داده باشه,البته این پست از وبلاگ زهرا حذف شده ولی من متن نوشته آقای هکر را از ریدر اینجا میزارم فقط به خاطر نوع کاری که انجام داده,نه تایید کارش ... (پست کامل آقای هکربه نقل از وبلاگ هک شده زهرا): بسم ا… من را ببخشید ، این مهمترین چیزی بود که برای نوشتنش در اینجا تقریبا ۲ هفته زحمت کشیده ام و حاصلش این است که می بینید : قضیه خیلی ساده است ، من زهرا نیستم . من یک بیننده قدیمی وبلاگ زهرا هستم ، و یک خواننده جدید . قبل از اینکه قضاوتی کنید ، تا تهش رو بخونید ، شاید دیگه فرصت نشه این ها رو بگیم (البته بگیم مال موقعی هست که فرد مقابل هم حاظر به گفتگو باشه ، پس فعلا از فعل بگم استفاده میکنم ) : راستی این رو هم بگم ، یه عمر شما نوشتی و من خوندم ، حالا من مینویسم شما بخون . الان حدود چند سال هست که می نویسی و دیگران میخونن ، من هم میدیدم و نمی خوندم (اَی اَی ، فکر خوندن داستان های خاله زنکی ، جوانتر که بودم دیوانه کننده بود ) ، اما بعد از مدتها ، متن نوشته هات رو دیدم … علاقه مند به خوندن یه نوشته دخترونه و در برخی مورد ها زنونه کنجکاوم کرده بود که بخونم و بخونم و بخونم . اونقدر خوندم که تو مواقع استراحتم احساس کردم دارم شامل حال این دسته از افراد میشم ، اما تجربه به من می گه ، این کار(به لینکی که دادم مراجعه کنید ) اشتباهه ، پس راه ای رو انتخاب کردم که بهتره از این به بعد با عنوان تلفیق سنت و تکنولوژی اسم ببریم راه اینه که الان مشاهده می کنی . این نوشتت به من امید داد تا جایی که میتونم راهی پیدا کنم ، راهی که اون قدیم تر ها که هنوز دانشجو بودم همیشه فکر به اون میکردم که چطور به یه نفر در آینده میشه گفت : ببخشید خانم میشه چند لحظه باهاتون صحبت کنم؟ راه های زیادی به ذهنم رسید ، که احتمالا خیلی ها به ذهنشون می رسیده ، اما یک راه متفاوت که دیگران هم شاهد و ناظرش باشن و زهرای عزیز نتونه از زیر پاسخ گویی به اون در بره . اگه تا اینجاش رو خوندید و هنوز دارید ادامه میدید ، لطف کنید ادامش رو هم بخونید : من پسر اول مامان و بابام اینا هستم ، که فکر کنم الان یه بیست و هفت ، سال میشه که از خدا عمر گرفتم . حدود چند سال پیش با کلی آرزو یک سالی منتظر قبولی تو یه رشته خوب کنکور شدم . فیزیک خوندم با یه گرایش جالب که این روز ها شعارش رو زیاد میشنویم . البته تو همون ۶ ماه اول دانشجویی دیدم که این درس اون شر و شوری من رو ارضا نمیکنه ، پس رفتم همزمان با فیزیک یکی از گرایشات رشته آی-تی تو بحث شبکه های کامپیوتری رو خوندم (الان که این نوشته رو هم اینجا میبینید خیر سرمون حاصل همون درس هاست ) ، بعد همزمان با این دو تا درس تو سال دوم دانشجویی مشغول به کار شدم (کاری که برای رفتن و انجام دادنش اونقدر ذوق میکردم که هر روز قبل از رفتن به سر این کار آیت الکرسی میخوندم و دوش گرفته سر کار حاظر بودم با کت و شلوار (هر روز تا همین الان بعد از ۷ سال )) . درسم هم تو فیزیک هم اینقدر طول کشید (واقعا وقتش رو نداشتم که تمومش کنم ، اما برای اینکه ثابت کنم کاری نداره ، کردم ) . تو این چند سال با داشتن مادر و پدر خوب و داداش کوچیکتر و خواهرم نازم مشمول این چنین حکایاتی نشدم . یه بار بعد از ماه رمضون ۳ سال پیش بود که به مادرم با هزار بدبختی و مقدمه چینی گفتم مامان جان به نظرم الان وقتشه که دختره خوبی رو انتخاب کنم. الان بعد از این همه بالا پایین رفتن ها هنوز کسی نتونسته من رو راضی کنه ، الا نوشته هایی که اینجا می خوندم ، نوشته هایی که از ذهن یه آدم هم عقیده / هم فکر من خارج می شد . البته نکته مهمترش اینه که این علاقه به نوشتن هات بود که این تصمیم رو تو سرم انداخت . من که ظاهر شما رو ندیدم اما باطن گلچین شده ای که از خودت به نمایش گذاشتی جالب و دلنواز بود . چقدر این حس مشترک که تعریفش کردی به من آرامش داد (لطفا دهن کجی نکن ، خوب آرامش داد دیگه ) ، حسی که تو پاراگراف اول جز اصلی ترین ترس ها و غم های منه ، ترسی که ازش هم میترسم . اما ترسم از بقیه ترس هایی که نوشتی به اندازه این ترس اول نیست . من از احساس نا امنی کمی می ترسم . اما از این ترس شما هیچ چیز درک نمیکنم ، شاید چون جنسی فرای جنس شما دارم ، من از این یک مورد نمی ترسم چون میدونم اگر ادم بهتری باشم ، این مورد در مورد زن ها وجود ندارد . یه نکته کوچیک : خواهر من هم سن و سال شماست تقریبا (متولد ۶۴ ) ، فوق لیسانس گرافیک و استاد دانشگاه ، ایشون هر روز که میگذره با اینکه هم دختر در ظاهر ناز و در باطن نجیبی هست ، به خاطر اینکه نذاشته دیگران بهش نزدیک بشن ، داره سنش برای ازدواج همین طور بالا میره و فکر میکنم با توقعاتی که برای خودش ایجاد کرده از موجودی به نام همسر ، این قضیه حادتر هم میشه . حرف اصلیم : اگه اجازه بدید ، من مادرم رو بفرستم خدمتتون که هم این مادر ناز من رو ببینید و هم اینکه رسما با مادر شما صحبت کنن . لطفا این درخواست رو رد نکنید ، الان تصور این رو بکنید که شما به اندازه چندین جلسه خواستگاری و آشنایی جلو هستید (به خاطر نوشته هاتون ) و این من هستم که باید سیم جین بشم . اگر هم موافقت نکردید ، هیچ چیز از دست نرفته ، الا سرگرمی ای که بنده برای مخاطبان شما ایجاد کردم . من به خودم این اجازه رو ندادم که مستقیم با شما صحبت کنم ، اما فکر کردم این هم یکی از انواع خواستگاری میتونه باشه . لطفا این پست رو پاک مکن ، بگذار بمونه ، یاد آوری شه که یکی / یه روزی / با کلی تلاش / این کار رو کرد . راستی حرف آخر : آیه قرآن : «و الطیبون للطیبت» (نور، ۲۶) (زنان خوب برای مردان خوب ) رو یادتون نره . نوشته شده در هفتم / هشتم ، ماه مرداد سَنه هزار و سیصد و هشتاد و نه هجری شمسی