پنجشنبه ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۰

روشهاي جايگزين اعتراف گيري فيزيكي اعلام شد!

پس از اعلام متوقف شدن روشهاي فيزيكي اعترافگيري در پليس روشهاي زير در دستور كار قرار ميگيرد:
1-روش شيميايي:در اين روش از مواد شيميايي موجود در بازار كه زياد هم گران نباشد مثل آب انار، آب انگور،آب معدني و...استفاده مي شود كه هيچگونه اثرسويي نداشته باشد.
2-روش فرهنگي:در اين روش با نمايش فيلمهاي فرهنگي و خانوادگي و عاشقانه سعي مي شود طرف را به ديدن خانوم بچه ها تشويق نمايند تا هر چه سريعتر شروع به اعتراف نمايد.
3-روش مذهبي:در اين روش يكي از استادان فن و سخن به روش كشيشهاي قرون وسطي اقدام به موعظه  مينمايد و با ياد آوري  دوزخ و جهنم و عذابهاي اخروي  فرد را مجبور ميكنند تا از هر كاري كه كرده پيشمان شود و فورا اعتراف كند.
4-روش ورزشي:در اين روش با انچام حركات ورزشي سنگين روزانه فرد را مجبور به اعتراف ميكنند.
5-روش بي خطر:در اين روش كه بي خطر ترين راه است ،طرف برگه سفيد آزاديش را امضا مينمايد و از بازداشتگاه خارج ميشود ولي بعد از خروج از بازداشتگاه ........(چند روز بعد اعترافات منتشر مي شود!)

دوشنبه ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۰

دريغ از يك انجمن درباره كتاب و كتابخواني!

اينهمه انجمن و فروم فارسي زبان درباره اينترنت و دانلود و فيلم و سريال و ماهواره و موبايل و ... داريم ،اما دريغ  از يك فروم يا انجمن درباره  كتاب و كتابخواني!
پس نوشت:اگر كسي سراغ داره خبرم كنه !

یکشنبه ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۰

شنبه ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۰

مديريت ديوانگان !

تو هركتابفروشي آنلاين و غير آنلاين كه ميري كتابهاي مديريت و روانشناسي پر فروشترين كتابها هستند،اين يعني مديريت ديوانگان!

پنجشنبه ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۰

اعدام ايراني و آمريكايي نداره!

اگر اعدام بده ديگه ايراني و آمريكاي نداره!پس كو صداهايي كه در نفي اعدام در ايران بلند بود؟!
پي نوشت:اعدام جنجالي يك زن اين باردر امريكا 

اين بار مهربانيت دير شده!

مهر آمد ،اما مدرسه اي نيست كه دير شود ، اين بار مهربانيت دير شده!


چهارشنبه ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۰

سالروز تولد جنگي

بدترين چيز براي يكنفر ميدونيد چيه؟!اينه كه سالروز تولدش مصادف بشه با سالروز شروع جنگ !

31 شهريور

سالروز تولد هر آدمي زمان  به دنيا آمدنش نيست بلكه زمانيست كه افكار و عقايدش يك قدم  روبه جلو پيش رفته باشد.

پي نوشت:سالروز تولدم

سه‌شنبه ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۰

رييس جمهور هم نشديم تا...!

رييس جمهور هم نشديم تا سالي يكبار بريم نيويورك اين خانوم كريستين امانپور با ما مصاحبه كنه!



دوشنبه ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۰

راس امور جاي ديگريست!

اين روزها همه از گفتن جمله مجلس در راس امور نيست!بر آشفته اند،كه چرا فلان كس چنين حرفي زده ؟!البته من اعتقاد دارم كه در حال حاضر نه اين مجلس در راس امور است و نه آن آقايي كه چنين جمله اي را گفته اند،بلكه راس امور دست كس ديگري است!


یکشنبه ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۰

هم داستاني با شيطان!

با شيطان هم داستان شدم تا در برابر هيچ آدمي سر تعظيم فرود نياورم!(دكتر شريعتي)

جمعه ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۰

پنجشنبه ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۰

نون نوشتن دولت آبادي و سه درس زندگي!

دارم كتاب نون نوشتن اثر محمود دولت آبادي را ميخوانم ،كتاب جالبيست.حداقل براي من كه كمتر آثار ايشان را خوانده ام يا اصلا نخوانده ام.كتاب نوشته هايي به زبان نويسنده داردكه از دهه شصت شروع شده و به بيان چگونگي نوشتن و نويسنده شدن و مراحل طي شده بوجود امدن آثارش بخصوص رمان معروف كليدر ميپردازد ،از دشواريهاي نوشتن اين رمان و مراحل چاپ و انتشار تا باقي قضايا ،رماني كه فكر نميكردم سيزده سال  نوشتنش طول كشيده باشد.



در يكي از اين نوشته ها كه تقريبا به تاريخچه مختصري از زندگي خودش با نقش پر رنگ پدرش به عنوان اولين اموزگار زندگيش ميپردازد به سه درس بزرگي كه از پدرش آموخته است ميپردازد .اول-خودت را نگهدار.دوم-كاري كرده اي به رخ نكش .سوم-كار كن كار كار كار.
سه درسي كه پدرش آن را به عنوان سه مشخصه اصلي مرد بودن به او ياد داده است ،ولي من بايد بگويم اين سه درس لازمه مردانگي و جوانمردي امروز است.

اولين يادداشت كتاب به قرار زير است:

"انديشيدن را جدي بگيريم. انديشيدن. آن‌چه ما كم داريم، مردان و زناني است كه انديشيدن را جدي گرفته باشند. انديشيدن بايد به مثابه‌ي يك كار مهم تلقي بشود. انديشه ورزيدن.
بند زبان را ببنديم و بال انديشه را بگشاييم. نويسنده نبايد - فقط - در بند گفتن باشد. براي گفتن هميشه وقت هست، اما براي انديشيدن ممكن است دير بشود. چرا يك نويسنده نبايد مغز خود را براي انديشيدن و براي تخيل تربيت كند؟"

چهارشنبه ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۰

ياد خدا و پيامبر در دوران ظلم و گرسنگي!

شخصي از مولانا عضدالدين پرسيد:چطور است كه در زمان خلفا مردم دعوي خدايي و پيغمبري بسيار مي كردند و اكنون نمي كنند؟گفت:مردم اين روزگار را چندان ظلم و گرسنگي پيش آمده است كه نه از خدايشان به ياد مي آيد و نه از پيغامبر!-  عبيد زاكاني

سه‌شنبه ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۰

اسلام را چگونه ديني يافتي؟!

از عبيد زاكاني پرسيدند:اسلام را چگونه ديني  يافتي؟گفت:دينيست كه اگر وارد آن شوي سر آلتت را ميبرند و اگر بخواهي از آن خارج شوي سر خودت را ميبرند!

دوشنبه ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۰

دعوت به مباحثه وبلاگي ، چرايي جنگيدن

اواخر شهريور هميشه ياداور شروع جنگي است كه هشت سال طول كشيد ،من و شايد خيلي ها از شما دوران بچگي را طي ميكرديم اونموقعها،ما از  جنگ  شايد فقط صداي مارش نظامي از راديورا شنيده باشيم  كه  شروع عملياتي ديگر با فلان رمز را ميداد و يا تصاوير گنگي از اعزام به جبهه ها از تلويزيون سياه و سفيد خودمون و يا ديدن شعارهاي جنگ جنگ تا پيروزي و جنگ جنگ تا رفع فتنه در جهان بر روي ديوار كوچه و خيابون محلمون!نميخواهم درباره موضوعات تكراري بنويسم ،كه چرا ما اصلا وارد جنگ با عراق شديم يا برعكس و چرا صلح را پذيرفتيم و يا اينكه پس از آزادي خرمشهر اصلا چرا ما جنگ را متوقف نكرديم و شعارهاي آرمان گرايانه كه اونموقع ميداديم و اقتصاد در اونزمان و .....درباره اين موضوعات خيليلها بحث كردند و هنوز هم ادامه داره و ادامه خواهد داشت ،
ولي چيزي كه كمتر به اون پرداخته شده حداقل تو همين وبلاگستان چرايي چنگ است.اينكه اصلا ظرفيت آدمي تا كجاست؟!چه وقت اون ظرفيت نهاني انسان تموم ميشه كه مجبور ميشه بجنگه؟!آيا اين ظرفيت در آدمهاي مختلف و جوامع گوناگون فرق ميكنه؟!آيا مذهب و دين و نوع نژاد آدمي در بوجود آوردن جنگ تاثير داره؟!اينكه بعضي كشورها هميشه دوست دارند شروع كننده جنگ باشند يك واقعيته ؟!يا نه اينها همه ساخته و پرداخته ذهن ما و سياستمدارهاست؟!اصلا براي چي ميجنگيم؟!چرا برداشت از جنگ فرق ميكنه؟!اينها سئوالاتيه كه دوست دارم حداقل دوستاني كه ازشون دعوت ميكنم تو اين يكي دو هفته كه حرف از جنگ همه جا پر ميشه تو يك پست وبلاگي جواب دهند،و آنها هم چند نفري  را  دعوت كنند به اين به قولي بازي وبلاگي (البته من اسم اين را بازي نميزارم بهتره حداقل بزاريم مباحثه وبلاگي).
دوستان عزيز كه دوست دارند مطلبي در همين زمينه بنويسند لطفا در بخش نظرات يا با ايميل من را با خبر كنند تا در پايين همين پست به مطالبشون لينك بدم.



یکشنبه ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۰

گرفتن ف ي ل ط ر شكن تنبيه ديجيتالي والدين ايراني!

تو خبرها اومده بود:گرفتن تلفن همراه و رايانه بهترين تنبيه ديجيتالي والدين امريكايي براي فرزندانشان است.ولي اين كار تو ايران جواب نميده ،اينجا بهترين تنبيه ديجيتالي والدين گرفتن ف ي ل ط ر شكن از اونهاست ،چون اين روزها اگر اين ابزار را نداشته باشي ديگه روشن بودن رايانه با خاموش بودن اون هيچ فرقي نميكنه!

شنبه ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۰

آقای کشیش تو قرآن را می سوزانی ومن از عشق مسیح می سوزم!


آقای کشیش تو قرآن را می سوزانی ومن از عشق مسیح می سوزم!من همان اندازه که محمد (ص)را دوست دارم به مسیح و موسی نیز عشق می ورزم ,من همان اندازه که به صلح و دوستی بین ادیان اعتقاد دارم از خشونت و جنگ نفرت دارم ,من یک مسلمانم.

پی نوشت:قرآن سوزی در سالگرد یازده سپتامبر

سه‌شنبه ۷ سپتامبر ۲۰۱۰

16 شهريورسالروز تولد وبلاگستان ،درسهاي ديروز راهكارهاي فردا

امروز روز تولد وبلاگستان فارسي است روزي كه اولين وبلاگ فارسي زبان وبلاگ سلمان 9 سال پيش در دنياي وب به دنيا آمد و از ان روز تا به الان اين موج وبلاگستان بالا و پايينهاي زيادي داشته حتي در اين مدت كوتاه.

يادم مي ايد (نميدانم شايد الان هم همينگونه باشد)كه رشد وبلاگنويسي در ايران از سرعت خوبي برخوردار بوده در اين سالهاو هميشه حرف و سخن بسيار بوده از وبلاگنويسان ايراني و فارسي زبان و تاثير آنها بر جامعه و سياست بيشتر.دليلش را شايد بتوان در اوضاع سياسي ،اجتماعي دوران اخير ايران يافت.دوراني كه شروع اصلاحات و آغاز وبلاگنويسي با هم يكي شد و ادامه يافت تا به امروز ،دليل اينكه در ايران وبلاگهاي اجتماعي ،سياسي بيشتر بامحدوديت و استقبال روبرو شده اند و ميشوند را شايدهمين بتوان ناميد.اينر وزها اما بحث بر سر ركود وبلاگستان است،چيزي كه شايد دور از ذهن نبوده و نيست.
اگر به خاطر داشته باشيم كه پس ار پايان دور اول رياست جمهوري خاتمي آن همه شور و شوق سياسي و اجتماعي كه در انتخاب اول ايشان بود كم كم رو به افول گذاشت و تا جايي رسيد كه در انتهاي دوران رياست جمهوري ايشان حتي همان دانشجويان طرفدار و فدايي ايشان در دانشگاه تهران آنچنان رفتاري با ايشان نمودند كه در تاريخ ثبت شد.دليل چه بود؟!
سياست زدگي ،آري از قديم هم گفته اند كه اتشي كه زود داغ شود زود هم سرد و خاموش مي شود.سياست زدگي و افراط در سياست بازي و سياست كاري سياستمداران و قياس هر چيزي در ترازوي سياست باعث شد كه مردم عادي هم خيلي زود فاصله بگيرند و اوضاع اينگونه شد كه مي بينيد.هدف از نوشتن اين مقدمه بلند مقايسه كوتاهي بود از سر انچه كه بر سياست و وبلاگنويسي ما در اين دوران آمده دو چيزي كه به نظر من خيلي به هم ربط دارند و هر كدام بر ديگري تاثير مستقيم دارد.وبلاگنويسي ما از دوران اصلاحات به بعد شروع شد و شايد اوجش را بتوان در پايان اصلاحات دانست كه از هر نظري شايد به علت تازگي و جذابيتش موفق و پويا بود.اين روند ادامه يافت تا به دوران چند سال اخير و ...كه يكباره محدوديتها بسيار شد و وبلاگنويس دشمن شناخته ميشد و وقتي حرف از وبلاگنويسي ميزدي فورا به چشم مزدور و مخالف نظام و ...ديده ميشدي حتي اگر در باره چيزي به غير از سياست مينوشتي،مسلم است كه عده اي كه خواهان زندگي بي دردسر و آرام و به دور از جار و جنجال هستند عطاي اين نوشتن را به لقايش ببخشند و از ميدان خارج شوند،اما عده اي رنج آزار و تهمت و زندان و دادگاه وتبعيد و مهاجرت حتي مرگ را خريدند و مي خرند چون اعتقاد به چيزي بالاتر از اينها دارند ،اينها شايد در نگاه اول مهمترين دليل ركود باشد يعني سياست زدگي در وبلاگنويسي ،ايجاد محدوديتهاي شديد .
اما در نگاهي ديگر در دنياي سرعتي امروز آدمي اشتياقش به سريع تر شدن است ،دوست دارد هر چه سريعتر جلو برود ،بخورد،كار كند ،و حتي بنويسد وقتيكه بتواني با نوشتن چند كلمه مطلبت را به طرف مقابل و در كمترين زمان منتقل كني ديگر نوشتن و وقت گذاشت يكي دو ساعته معنايي ندارد!درست متوجه شديد بحث بر سر وب 2 و شبكه هاي اجتماعي است كه به سرعت در حال رشد است و مانند تار عنكبوتي همه زندگي ما را دارد در بر ميگيرد.ديگر كسي براي دلش كمتر مي نويسد بيشتر براي لايك ديگران و شبر كردن در فلان سايت و گوگل ريدر است ،البته من موافق صد درصد اينگونه شبكه ها هستم و اعتقاد صد در صد دارم كه اين شبكه ها نه تنها باعث ركود نمي شوند بلكه باعث شناخت بيشتر و ارتباط نزديكتر وبلاگنويسان مي شود اگر به درستي شناخته شوند و به كار گرفته شوند.
اين روزها حرف و سخن همواره از ركود است ولي براي خارج شدن از آن چه بايد كرد و چرا كمتر سخن گفته مي شود؟!
من معتقدم اين دوره ركود به زودي مي گذرد و به نوعي دوره گذار است از آن همه شور و شوق وبلاگنويسي به دوران تعقل و تنقد نوشتن .ولي ميتوان سرعت عبور از اين دوران را بيشتر كرد اما چه كسي و چگونه؟!
در دنياي وبلاگستان فارسي تعدادي هستند كه از خوانندگان و معروفيت بيشتري برخوردارند كه كمابيش همگان با آنها آشنا هستند به نظر من تاكيد آنها بر روي يك موضوع و مساله در يك زمان خاص اثرگذارتر از نوشتن مطلب من و امثال من است بر وبلاگستان پس پيشنهاد ميكنم:

1-اين تعداد انگشت شمار در مقاطع زماني خاص و در مناسبتهاي گوناگون (علمي-فرهنگي-اجتماعي-اقتصادي)بنا بر علاقه شخصي خودشان موضوعي را براي نوشتن به وبلاگستان فراخوان دهند ،چيزي شبيه همان بازي وبلاگي كه مدتي مد بود و به نظرم بهترين و مفيدترين راه براي نزديكي بلاگرها و تعامل و تاثير بود كه متاسفانه به فراموشي سپرده شده است.
2- براي خود نوشتن و نه براي ديگران ،اهميت دادن به نوشتن و تعريف دوباره وبلاگنويسي براي آنها كه تازه شروع كرده اند و مي كنند .مسلما اگر كسي همين امروز بخواهد وبلاگي براي نوشتن ايجاد كند با اين همه شبكه هاي اجتماعي و استقبال ازكوتاه نويسي و لايك و گوگل ريدر به ذهنش وبلاگ نوشتن فقط شايد كوتاه نوشتن باشد يا كپي كردن فلان جمله معروف و مشهور و شايد كم كم از يادش برود كه عقيده و فكر خودش را منتشر كند و عادت به نوشتن براي ديگران كند كه بزرگترين آفت وبلاگنويسي است.
3-معرفي وبلاگهاي خارجي ،ترجمه آثار بلاگرهاي غير ايراني،تعامل و ارتباط با آنان مي تواند يكي ديگر از اين راهكارها باشد .مسلما استفاده از تجربيات ديگران در هر زمينه اي مفيد و موثر است .اين دوران به طور حتم در همه جا اتفاق افتاده و مي افتد پس بهتر كه از تجربيات آنها نيز استفاده شود.
4-به راه انداختن سايتهايي كه مطالب و نوشته هاي مفيد را بطور منظم گرد آوري و معرفي كنند.معرفي وبلاگهاي تازه ،نويسندگان خلاق،و تشويق انان به نوشتن .برگزاري مسابقات وبلاگي حتي اگر جايزه اش معرفي يك وبلاگ باشد.
راهكارهاي ديگري مسلما نيز وجود دارد كه به ذهنم خطور نميكند و شما كه اين نوشته را ميخوانيد مرا و ديگران را ياري دهيد با نوشتن در اين باره حتي اگر اين نوشته به اندازه گذاشتن نظر كوتاهي باشد بر پايان اين مطلب ،چرا كه نظرتان نه تنها براي من كه حتي براي كل وبلاگستان مفيد است.
در پايان تشكر ميكنم از دوستان عزيزي كه هميشه در اينگونه موضوعات پيشقدم بوده اند .

در همين زمينه وبلاگستان منتشر كرده:

۱۰ دلیل برای رکود وبلاگستان/يك پزشك


به مناسبت روز بلاگستان فارسی: نقب نوستالژیک به گذشته/يك پزشك

وبلاگستان و تلویزیون‌های سه بعدی

یکشنبه ۵ سپتامبر ۲۰۱۰

روح لايك خورده!

خدايا!پس از مرگم روحم را به اشتراك بگذار تا آنقدر لايك بخورد كه كمبود لايكهاي جسمم را جبران نمايد!

شنبه ۴ سپتامبر ۲۰۱۰