امروز روز تولد وبلاگستان فارسي است روزي كه اولين وبلاگ فارسي زبان وبلاگ سلمان 9 سال پيش در دنياي وب به دنيا آمد و از ان روز تا به الان اين موج وبلاگستان بالا و پايينهاي زيادي داشته حتي در اين مدت كوتاه.
يادم مي ايد (نميدانم شايد الان هم همينگونه باشد)كه رشد وبلاگنويسي در ايران از سرعت خوبي برخوردار بوده در اين سالهاو هميشه حرف و سخن بسيار بوده از وبلاگنويسان ايراني و فارسي زبان و تاثير آنها بر جامعه و سياست بيشتر.دليلش را شايد بتوان در اوضاع سياسي ،اجتماعي دوران اخير ايران يافت.دوراني كه شروع اصلاحات و آغاز وبلاگنويسي با هم يكي شد و ادامه يافت تا به امروز ،دليل اينكه در ايران وبلاگهاي اجتماعي ،سياسي بيشتر بامحدوديت و استقبال روبرو شده اند و ميشوند را شايدهمين بتوان ناميد.اينر وزها اما بحث بر سر ركود وبلاگستان است،چيزي كه شايد دور از ذهن نبوده و نيست.
اگر به خاطر داشته باشيم كه پس ار پايان دور اول رياست جمهوري خاتمي آن همه شور و شوق سياسي و اجتماعي كه در انتخاب اول ايشان بود كم كم رو به افول گذاشت و تا جايي رسيد كه در انتهاي دوران رياست جمهوري ايشان حتي همان دانشجويان طرفدار و فدايي ايشان در دانشگاه تهران آنچنان رفتاري با ايشان نمودند كه در تاريخ ثبت شد.دليل چه بود؟!
سياست زدگي ،آري از قديم هم گفته اند كه اتشي كه زود داغ شود زود هم سرد و خاموش مي شود.سياست زدگي و افراط در سياست بازي و سياست كاري سياستمداران و قياس هر چيزي در ترازوي سياست باعث شد كه مردم عادي هم خيلي زود فاصله بگيرند و اوضاع اينگونه شد كه مي بينيد.هدف از نوشتن اين مقدمه بلند مقايسه كوتاهي بود از سر انچه كه بر سياست و وبلاگنويسي ما در اين دوران آمده دو چيزي كه به نظر من خيلي به هم ربط دارند و هر كدام بر ديگري تاثير مستقيم دارد.وبلاگنويسي ما از دوران اصلاحات به بعد شروع شد و شايد اوجش را بتوان در پايان اصلاحات دانست كه از هر نظري شايد به علت تازگي و جذابيتش موفق و پويا بود.اين روند ادامه يافت تا به دوران چند سال اخير و ...كه يكباره محدوديتها بسيار شد و وبلاگنويس دشمن شناخته ميشد و وقتي حرف از وبلاگنويسي ميزدي فورا به چشم مزدور و مخالف نظام و ...ديده ميشدي حتي اگر در باره چيزي به غير از سياست مينوشتي،مسلم است كه عده اي كه خواهان زندگي بي دردسر و آرام و به دور از جار و جنجال هستند عطاي اين نوشتن را به لقايش ببخشند و از ميدان خارج شوند،اما عده اي رنج آزار و تهمت و زندان و دادگاه وتبعيد و مهاجرت حتي مرگ را خريدند و مي خرند چون اعتقاد به چيزي بالاتر از اينها دارند ،اينها شايد در نگاه اول مهمترين دليل ركود باشد يعني سياست زدگي در وبلاگنويسي ،ايجاد محدوديتهاي شديد .
اما در نگاهي ديگر در دنياي سرعتي امروز آدمي اشتياقش به سريع تر شدن است ،دوست دارد هر چه سريعتر جلو برود ،بخورد،كار كند ،و حتي بنويسد وقتيكه بتواني با نوشتن چند كلمه مطلبت را به طرف مقابل و در كمترين زمان منتقل كني ديگر نوشتن و وقت گذاشت يكي دو ساعته معنايي ندارد!درست متوجه شديد بحث بر سر وب 2 و شبكه هاي اجتماعي است كه به سرعت در حال رشد است و مانند تار عنكبوتي همه زندگي ما را دارد در بر ميگيرد.ديگر كسي براي دلش كمتر مي نويسد بيشتر براي لايك ديگران و شبر كردن در فلان سايت و گوگل ريدر است ،البته من موافق صد درصد اينگونه شبكه ها هستم و اعتقاد صد در صد دارم كه اين شبكه ها نه تنها باعث ركود نمي شوند بلكه باعث شناخت بيشتر و ارتباط نزديكتر وبلاگنويسان مي شود اگر به درستي شناخته شوند و به كار گرفته شوند.
اين روزها حرف و سخن همواره از ركود است ولي براي خارج شدن از آن چه بايد كرد و چرا كمتر سخن گفته مي شود؟!
من معتقدم اين دوره ركود به زودي مي گذرد و به نوعي دوره گذار است از آن همه شور و شوق وبلاگنويسي به دوران تعقل و تنقد نوشتن .ولي ميتوان سرعت عبور از اين دوران را بيشتر كرد اما چه كسي و چگونه؟!
در دنياي وبلاگستان فارسي تعدادي هستند كه از خوانندگان و معروفيت بيشتري برخوردارند كه كمابيش همگان با آنها آشنا هستند به نظر من تاكيد آنها بر روي يك موضوع و مساله در يك زمان خاص اثرگذارتر از نوشتن مطلب من و امثال من است بر وبلاگستان پس پيشنهاد ميكنم:
1-اين تعداد انگشت شمار در مقاطع زماني خاص و در مناسبتهاي گوناگون (علمي-فرهنگي-اجتماعي-اقتصادي)بنا بر علاقه شخصي خودشان موضوعي را براي نوشتن به وبلاگستان فراخوان دهند ،چيزي شبيه همان بازي وبلاگي كه مدتي مد بود و به نظرم بهترين و مفيدترين راه براي نزديكي بلاگرها و تعامل و تاثير بود كه متاسفانه به فراموشي سپرده شده است.
2- براي خود نوشتن و نه براي ديگران ،اهميت دادن به نوشتن و تعريف دوباره وبلاگنويسي براي آنها كه تازه شروع كرده اند و مي كنند .مسلما اگر كسي همين امروز بخواهد وبلاگي براي نوشتن ايجاد كند با اين همه شبكه هاي اجتماعي و استقبال ازكوتاه نويسي و لايك و گوگل ريدر به ذهنش وبلاگ نوشتن فقط شايد كوتاه نوشتن باشد يا كپي كردن فلان جمله معروف و مشهور و شايد كم كم از يادش برود كه عقيده و فكر خودش را منتشر كند و عادت به نوشتن براي ديگران كند كه بزرگترين آفت وبلاگنويسي است.
3-معرفي وبلاگهاي خارجي ،ترجمه آثار بلاگرهاي غير ايراني،تعامل و ارتباط با آنان مي تواند يكي ديگر از اين راهكارها باشد .مسلما استفاده از تجربيات ديگران در هر زمينه اي مفيد و موثر است .اين دوران به طور حتم در همه جا اتفاق افتاده و مي افتد پس بهتر كه از تجربيات آنها نيز استفاده شود.
4-به راه انداختن سايتهايي كه مطالب و نوشته هاي مفيد را بطور منظم گرد آوري و معرفي كنند.معرفي وبلاگهاي تازه ،نويسندگان خلاق،و تشويق انان به نوشتن .برگزاري مسابقات وبلاگي حتي اگر جايزه اش معرفي يك وبلاگ باشد.
راهكارهاي ديگري مسلما نيز وجود دارد كه به ذهنم خطور نميكند و شما كه اين نوشته را ميخوانيد مرا و ديگران را ياري دهيد با نوشتن در اين باره حتي اگر اين نوشته به اندازه گذاشتن نظر كوتاهي باشد بر پايان اين مطلب ،چرا كه نظرتان نه تنها براي من كه حتي براي كل وبلاگستان مفيد است.
در پايان تشكر ميكنم از دوستان عزيزي كه هميشه در اينگونه موضوعات پيشقدم بوده اند .
در همين زمينه وبلاگستان منتشر كرده:
۱۰ دلیل برای رکود وبلاگستان/يك پزشك
به مناسبت روز بلاگستان فارسی: نقب نوستالژیک به گذشته/يك پزشك