مينويسم تا تو باور كني بودنم را !
دوشنبه ۲۸ فوریهٔ ۲۰۱۱
سهشنبه ۲۲ فوریهٔ ۲۰۱۱
یکشنبه ۲۰ فوریهٔ ۲۰۱۱
بعضي دهانها!
مدتي پيش در يكي از سايتهاي اجتماعي فارسي عكس نوشته اي از يك كاربر ديديم كه واقعا مرا تحت تاثير قرارداد ،حالا نميدونم اون جمله را خودش نوشته بود يا اينكه نقل قولي بود از كسي ديگر ولي بسيار جالب و زيبا بود هر چي گشتم نيتونستم تصوير را پيدا كنم به علل مشكلات فني و ...اون سايت ولي قول ميدم حتما پيداش كنم وبا لينك به منبع همينجا قرار دهم .جمله اگر اشتباه نكنم اين بود:
بعضي دهانها بوي پا ميدهند،خدايا قبل از اينكه دهانم بوي تعفن بگيرد بسوزانم ويا تطهيرم كن !
پي نوشت:اگر فكر ميكنيد جمله اشتباه است حتما به من اطلاع دهيد.
بعضي دهانها بوي پا ميدهند،خدايا قبل از اينكه دهانم بوي تعفن بگيرد بسوزانم ويا تطهيرم كن !
پي نوشت:اگر فكر ميكنيد جمله اشتباه است حتما به من اطلاع دهيد.
برچسبها:
سخن بزرگان
دوشنبه ۱۴ فوریهٔ ۲۰۱۱
تلخ و شيرين!
چه شيرينه خبر ازدواج رفبقت،وچه تلخه خبر فوت همكارو دوستت!
شنبه ۱۲ فوریهٔ ۲۰۱۱
كتابهايي كه دنيا را تغيير دادند
در حال خواندن اين كتاب هستم .
نويسنده در مقدمه كتاب آورده: ( جيره كتاب)
"عامه را اعتقاد بر اين است كه كتاب شي بيجان و بيآزاري است كه در قفسه كتابخانهها جاي ميگيرد و هر وقت كسي خواست به سراغش ميرود و آن را ورق ميزند و ميخواند و بعد سرجايش ميگذارد. به گفته ديگر هميشه براي كتاب نقش "منفي" قايلند. از اينرو، محتويات كتاب را هميشه نقطه مقابل عمل و تجربه دانستهاند و مثلا گفتهاند كه افكار اين شخص خيالي و كتابي است و ربطي به مشكلات زندگي روزانه ندارد.
اما تاريخ نشان ميدهد كه كتاب نه تنها بياثر و بيحاصل و بيآزار نيست بلكه غالبا نيروي پرحركت و پر زوري است كه گاه مسير حيات بشري را بكلي تغيير ميدهد. حقيقت اين است كه در هر كتاب قدرت انفجار بيپاياني نهفته است. حال اگر اين قدرت و نيرو زيانبخش است، مسئله ديگري است، نكته اينجا است كه اين صفحات بيجان سفيد رنگ، كه خطوطي بر آنها نقش شده، توانا است بر اين كه زندگي بشر را بخوبي يا بدي دگرگون سازد. بيهوده نيست كه حكومتهاي استبدادي قبل از هرچيز به تحريم كتب "ضاله" ميپردازند و كساني كه دم از رهبري و پيشوايي قوم ميزنند كتابهايي را كه سد راه منافع خود مييابند ميسوزانند و از بين ميبرند.
نيت مولف اين كتاب اين نيست كه كتابهاي مهم را به خواننده معرفي كند و از محتويات آنها با خبرش سازد و يا اين كه فهرست "بهترين كتابها" را در اختيار خواننده بگذارد. قصد اصلي نويسنده آن است كه خواننده را به ميزان قدرتي كه در هر كتاب نهفته است آگاه سازد. بنابراين مقياسي كه مولف براي انتخاب كتابهاي بزرگ به كار ميبرد، ميزان تاثير و نفوذي است كه در يك يا چند نسل در يك كشور بلكه يك عصر و دوران داشتهاند ..."
چکيده : از خانه كتاب
نگارنده در اين كتاب، ضمن نمايان ساختن قدرت و تاثير كتاب، 16 اثر برجسته كه به زعم وي "دگرگون كننده" تاريخ بوده اند، نقد و بررسي مي كند. اين كتاب ها عبارت اند از: "امير/ نيكولو ماكياولي"، "عقل سليم/ تامس پين"، "ثروت ملل/ آدام اسميت"، "رساله اي در باب اصل جمعيت/ تامس مالتوس"، "نافرماني اجتماعي/ هنري ديويد تورو"، "كلبه عمو توم/ هريت بيچراستو"، "سرمايه/ كارل ماركس"، "تاثير و نفوذ قدرت دريايي در تاريخ/ آلفرد ماهان"، "مركز ثقل جغرافيايي تاريخ/ سر هلفورد ميكندر"، "نبرد من/ آدولف هيتلر"، "درباره گردش افلاك آسماني/ نيكولاوس كوپرنيك"، "حركات قلب/ ويليام هاروي"، "اصول رياضي/ سرآيزاك نيوتن"، "اصل انواع/ چارلز داروين"، "خواب گزاري/ زيگموند فرويد" و "تئوري خاص و عام نسبيت/ آلبرت اينشتاين".
نويسنده در مقدمه كتاب آورده: ( جيره كتاب)
"عامه را اعتقاد بر اين است كه كتاب شي بيجان و بيآزاري است كه در قفسه كتابخانهها جاي ميگيرد و هر وقت كسي خواست به سراغش ميرود و آن را ورق ميزند و ميخواند و بعد سرجايش ميگذارد. به گفته ديگر هميشه براي كتاب نقش "منفي" قايلند. از اينرو، محتويات كتاب را هميشه نقطه مقابل عمل و تجربه دانستهاند و مثلا گفتهاند كه افكار اين شخص خيالي و كتابي است و ربطي به مشكلات زندگي روزانه ندارد.
اما تاريخ نشان ميدهد كه كتاب نه تنها بياثر و بيحاصل و بيآزار نيست بلكه غالبا نيروي پرحركت و پر زوري است كه گاه مسير حيات بشري را بكلي تغيير ميدهد. حقيقت اين است كه در هر كتاب قدرت انفجار بيپاياني نهفته است. حال اگر اين قدرت و نيرو زيانبخش است، مسئله ديگري است، نكته اينجا است كه اين صفحات بيجان سفيد رنگ، كه خطوطي بر آنها نقش شده، توانا است بر اين كه زندگي بشر را بخوبي يا بدي دگرگون سازد. بيهوده نيست كه حكومتهاي استبدادي قبل از هرچيز به تحريم كتب "ضاله" ميپردازند و كساني كه دم از رهبري و پيشوايي قوم ميزنند كتابهايي را كه سد راه منافع خود مييابند ميسوزانند و از بين ميبرند.
نيت مولف اين كتاب اين نيست كه كتابهاي مهم را به خواننده معرفي كند و از محتويات آنها با خبرش سازد و يا اين كه فهرست "بهترين كتابها" را در اختيار خواننده بگذارد. قصد اصلي نويسنده آن است كه خواننده را به ميزان قدرتي كه در هر كتاب نهفته است آگاه سازد. بنابراين مقياسي كه مولف براي انتخاب كتابهاي بزرگ به كار ميبرد، ميزان تاثير و نفوذي است كه در يك يا چند نسل در يك كشور بلكه يك عصر و دوران داشتهاند ..."
چکيده : از خانه كتاب
نگارنده در اين كتاب، ضمن نمايان ساختن قدرت و تاثير كتاب، 16 اثر برجسته كه به زعم وي "دگرگون كننده" تاريخ بوده اند، نقد و بررسي مي كند. اين كتاب ها عبارت اند از: "امير/ نيكولو ماكياولي"، "عقل سليم/ تامس پين"، "ثروت ملل/ آدام اسميت"، "رساله اي در باب اصل جمعيت/ تامس مالتوس"، "نافرماني اجتماعي/ هنري ديويد تورو"، "كلبه عمو توم/ هريت بيچراستو"، "سرمايه/ كارل ماركس"، "تاثير و نفوذ قدرت دريايي در تاريخ/ آلفرد ماهان"، "مركز ثقل جغرافيايي تاريخ/ سر هلفورد ميكندر"، "نبرد من/ آدولف هيتلر"، "درباره گردش افلاك آسماني/ نيكولاوس كوپرنيك"، "حركات قلب/ ويليام هاروي"، "اصول رياضي/ سرآيزاك نيوتن"، "اصل انواع/ چارلز داروين"، "خواب گزاري/ زيگموند فرويد" و "تئوري خاص و عام نسبيت/ آلبرت اينشتاين".
پنجشنبه ۱۰ فوریهٔ ۲۰۱۱
بارون و اشك!
بارون را دوست دارم چون وقتي ميباره هيچكسي نميتونه اشكاتو ببينه!
چهارشنبه ۹ فوریهٔ ۲۰۱۱
بي خانمان
در مسابقه عكاسي سوني عكسي توجهم را جلب كرد كه خيلي مرا تحت تاثير قرارداد،شما را نميدونم؟!
با تشكر از وبلاگ يك پزشك.
با تشكر از وبلاگ يك پزشك.
سهشنبه ۸ فوریهٔ ۲۰۱۱
اندر امانتداري گذشته ما!
چنین شنودم که مردی به سحرگاه از خانه به تاریکی بیرون آمد تا به گرمابه رود. در راه دوستی را از آن خویش بدید و گفت: موافقت کنی تا بهم به گرمابه رویم؟ دوست گفت: تا به در گرمابه با تو هم راهی کنم، لیکن در گرمابه نتوانم آمدن که شغلی دارم. تا به نزدیگ گرمابه با وی رفت. به سر دو راهی رسیدند. پیش از آن که آن دوست را خبر دادی باز گشت و به راهی دیگر برفت. اتفاقن طراری از پس این مرد همی آمد تا به گرمابه رود به طراری خویش. قضا را این مرد باز نگریست، طرار را دید و هنوز تاریک بود. پنداشت که آن دوست اوست. صد دینار در آستین داشت. در دستارچه بسته. از آستین بیرون کرد و به دان طرار داد و گفت: ای برادر، این امانت بگیر، تا من از گرمابه بیرون آیم، به من باز دهی. طرار زر از وی بستاند و همآنجا مقام کرد. تا وی از گرمابه برآمد روشن شده بود. جامه بپوشید و روان شد. طرار او را بخواند و گفت: ای جوانمرد! زر خویش باز ستان و برو. که من امروز از شغل خویش باز ماندم از جهت امانت تو. گفت: این امانت چیست و تو چه مردی؟ طرار گفت: من طرارم و تو این زر به من دادی تا از گرمابه برآیی. مرد گفت: اگر طراری چرا از من نبردی؟ طرار گفت: اگر این به صناعت خویش بردمی، اگر هزار دینار بودی، بستاندمی و یک جو باز ندادمی، و لیکن تو به زینهار دادی و سپردی. در جوانمردی نباشد که چون به زینهار آمدی، من خیانت کنم.
برگرفته از قابوسنامه
پنجشنبه ۳ فوریهٔ ۲۰۱۱
سفر كن!
اگر پياده هم شدي سفر كن ،در ماندن ميپوسي!
برچسبها:
سخن بزرگان
چهارشنبه ۲ فوریهٔ ۲۰۱۱
نفرين مظلوم
از نفرين مظلوم بترسيد كه چون آتش به آسمان ميرود-حضرت محمدبن عبدالله (ص)
برچسبها:
سخن بزرگان
اشتراک در:
پیامها (Atom)


